
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
10علم دارم و تو نداری، بنابراین لازم است از من پیروی کنی تا تو را به راه سعادت و کمال انسانیّت و بروز استعدادات نهفته رهنمون گردم و این امر متّکی بر غریزۀ فطری و حکم عقلی رجوع جاهل به عالم است.
لزوم متابعت عامی از عالم
از کلّیّت این برهان میتوان دو استفاده نمود: اوّل ـ رجوع عامی به عالم و لزوم تقلید در مسائل شرعیّۀ فرعیّه، بلکه لزوم رجوع عامی به اعلم. گرچه من تا به حال در مسائل اجتهاد و تقلید در کتب اصولیّه به احدی از بزرگان برخورد نکردهام که به این آیه استدلال نموده باشد.
امّا رجوع عامی به عالم به علّت آن است که عامی نمیداند و عالم میداند. و به همین مناط حضرت ابراهیم به سرپرست خود آزر الزام میکند که باید از من متابعت کنی.
امّا رجوع عامی به اعلم به جهت آنکه همین مناط بعینه در آن موجود است و آن اینکه اعلم در همۀ مسائل اطّلاع و تبحّر و وسعت علم و قدرت استنباطش بیشتر است و عالم نسبت به اعلم اطّلاعش کمتر و قدرتش کمتر و علمش تنگتر و ضعیفتر است، بنابراین در تمام مسائل جهاتی است که بدانها اعلم راه یافته و آنها را شکافته و دسترسی پیدا نموده است، که بدان جهات عالم دسترسی پیدا ننموده و به آن دقایق راه نیافته است، و عامی اگر رجوع به این عالم کند و بدان اعلم رجوع نکند، در این جهات و دقایق رجوع به غیر عالم نموده است1 و اگر رجوع به اعلم کند در خصوص این مزایا و خواصّ نیز از عالم که همان اعلم است پیروی نموده و بالنتیجه در تمام جهات و خصوصیّاتی که خود جاهل است به عالم مراجعه کرده است، چه خصوصیّاتی
- طبق این فرض و بیان، تردید ما بین مجتهد مطلق و مجتهد متجزّی واقع است نه ما بین اعلم و عالمی که حجّت شرعی در عامّۀ احکام برایش قائم است و واجب العمل، وگرنه به خود مجتهد عالم واجب بود که به مجتهد اعلم رجوع کند، و این امر با بناء قطعی عقلاء مخالف است. مثلاً در هیچ شهری بیماران و حتّی خود اطبّاء در معالجه منحصراً به اعلم اطبّاء شهر رجوع نمیکنند و همچنین در سایر صناعات و حرفهها تنها به بالاترین استاد رجوع نمیکنند و اگر رجوع هم کنند به عنوان ارجحیّت است نه تعیّن و لزوم. در آیۀ کریمه هم علم و جهل مناط گرفته شده نه اعلمیّت و عالمیّت، یا اعلمیّت و جاهلیّت. (این تعلیقه از استاد گرامی حضرت آیة اللَه علاّمۀ طباطبائی مد ظلّه العالی است).
