اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رساله بدیعه

تفسیر آیه: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ‌

35٬555

کتاب شریف «رسالۀ بدیعه» از مکتوبات حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه بوده که در این اثر به شرح و تفسير آيه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي‌ النِّسَاء» مبادرت ورزیده و در آن‌ درسهائي‌ استدلالي پیرامون بحث از «فلسفۀ حقوق زن و مرد»، «معنای تساوی حقوق زن و مرد»، «مسئله قضاوت و حکومت زن»، «حدود شرکت زنان در جهاد» مطرح شده و شواهدی از آیات و روایات و قرائن عقلائیه پیرامون «عدم‌ جواز تصدّي‌ مناصب‌ حكومتی‌ و قضاوت‌ براي‌ زن»‌ و «عدم‌ جواز ورود زنان‌ به‌ مجلس‌ شوریٰ»‌ بيان‌ شده‌ است‌. اين‌ مجموعه‌ شامل‌ مطالب‌ تفسيري‌، روائي‌، فقهي‌، علمي‌ و اجتماعي‌ بوده‌ و در آن‌ْ به‌مناسبت‌ از ولايت‌ فقيه‌ نيز بحث‌ شده‌ است‌. اين كتاب كه‌ به‌زبان‌ عربي‌ تأليف‌ شده‌ بود، نظر به‌ اينكه‌ موضوع‌ آن در نوع‌ خود بديع‌ و مبيِّن‌ اشكالات‌ و توهّمات‌ در باب‌ جهاد و قضاوت‌ و حكومت‌ زن‌ مي‌باشد ، توسّط‌ چند تن از فضلاء براي‌ استفاده عموم‌ به‌ فارسي‌ ترجمه‌ گرديد. اهمّ مباحث مندرج در این اثر: • اختلاف قوای ظاهری و باطنی زن و مرد • ادلۀ شرعی و فقهی پیرامون موقعیت زن در زمینه جهاد، قضاوت و حکومت • دلالت اجماع و سیرۀ مسلمین، بر عدم جواز مناصب حکومت و قضاوت برای زن • بحث از ولایت به‌مناسبتِ بحث از حکومت و قضاوت برای زن • روایات داله بر عدم تصدی مناصب حکومت و قضاوت برای زن • ادلۀ ثبوت ولایت فقیه

سرای جاوید

رساله بدیعه

202
  •  و علماء شیعه هم آن را در كتب فقهى خود از ایشان نقل نموده و در چند موضع به آن استدلال كرده‌اند، به نحوى كه ضعف سند آن را میتوان با شهرت عظیمى كه به حدّ اجماع رسیده جبران شده دانست.

  •  ایراد نشود كه جبران سند با شهرت، در جائى است كه معلوم باشد استناد علماء به خبر شده باشد، و این مطلب در اینجا نا تمام است.

  •  زیرا در جواب گفته خواهد شد: در مورد استناد به حدیث همین بس كه آن را در كتب ذكر، و بدان استشهاد كرده، بلكه به عنوان یك حدیث نبوى صلّى الله علیه و آله و سلّم بدان استدلال نموده‌اند. و بسیارى از روایات ضعیف ما كه ضعف آن را با شهرت جبران كرده‌اند، بهتر از این حدیث نمى‌باشد، و این مقدار براى یك فرد فقیه و بصیر كافى است. و امّا ابوبكرة راوى حدیث، از اصحاب پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم است، كه ساكن بصره بوده و به عبادت و صداقت شناخته مى‌شده است.

  •  و در كتب رجال درباره وى مذمّت و انتقادى دیده نشده، بلكه كناره گیرى وى از اصحاب جمل در جنگ با امیرالمؤمنین علیه السّلام بر بصیرت او دلالت میكند، گرچه او را در صف اصحاب آن حضرت رضوان الله علیهم كه در ركابش جنگیده‌اند نمى‌توان قرار داده؛ علماء اهل سنّت شرح حالش را در كتب خود آورده‌اند.

  •  ابن حجر عسقلانى شافعى در «اصابه» گوید: ابوبكره اسمش، نفیع بن حارث بوده، و ابن‌مسروح هم میگفتند و ابن‌سعد بر این اعتقاد است. و ابواحمد از ابى‌عثمان نهدى از ابى‌بكره نقل میكند كه: من غلام پیغمبر اكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم بودم، ولى مردم مرا به فامیلم نسبت میدادند، و اسم من نفیع بن مسروح است. و بعضى گفته‌اند: اسمش مسروح بوده و به این مطلب، ابن‌اسحاق معتقد است.

  •  وى به كنیه‌اش مشهور بود و از فضلاء صحابه به شمار میرفت و در بصره ساكن بود، و از خود اولادى به‌جاى گذاشت كه تمامى آنها داراى فضیلت و شهرت بودند. و هم او بود كه از قلعه طائف بوسیله طنابى كه به قرقره‌اى متصّل بود آویزان شده و به‌

/ 0