
رساله بدیعه
تفسیر آیه: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
کتاب شریف «رسالۀ بدیعه» از مکتوبات حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه بوده که در این اثر به شرح و تفسير آيه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاء» مبادرت ورزیده و در آن درسهائي استدلالي پیرامون بحث از «فلسفۀ حقوق زن و مرد»، «معنای تساوی حقوق زن و مرد»، «مسئله قضاوت و حکومت زن»، «حدود شرکت زنان در جهاد» مطرح شده و شواهدی از آیات و روایات و قرائن عقلائیه پیرامون «عدم جواز تصدّي مناصب حكومتی و قضاوت براي زن» و «عدم جواز ورود زنان به مجلس شوریٰ» بيان شده است. اين مجموعه شامل مطالب تفسيري، روائي، فقهي، علمي و اجتماعي بوده و در آنْ بهمناسبت از ولايت فقيه نيز بحث شده است. اين كتاب كه بهزبان عربي تأليف شده بود، نظر به اينكه موضوع آن در نوع خود بديع و مبيِّن اشكالات و توهّمات در باب جهاد و قضاوت و حكومت زن ميباشد ، توسّط چند تن از فضلاء براي استفاده عموم به فارسي ترجمه گرديد. اهمّ مباحث مندرج در این اثر: • اختلاف قوای ظاهری و باطنی زن و مرد • ادلۀ شرعی و فقهی پیرامون موقعیت زن در زمینه جهاد، قضاوت و حکومت • دلالت اجماع و سیرۀ مسلمین، بر عدم جواز مناصب حکومت و قضاوت برای زن • بحث از ولایت بهمناسبتِ بحث از حکومت و قضاوت برای زن • روایات داله بر عدم تصدی مناصب حکومت و قضاوت برای زن • ادلۀ ثبوت ولایت فقیه
رساله بدیعه
155پشّههائى كه در فضا پراكندهاند، و با صداى هر بانگ زنندهاى از جاى خود بجنبند، و به دنبال آن روند، و در مسیر هر بادى حركت میكنند، زیرا از نور علم روشنى نگرفته و به پایهاى استوار پناه نبردهاند.
اى كمیل! علم بهتر از مال است. علم تو را نگه داشته و تو باید مال را نگهدار باشى. مال با انفاق كم شود، و علم با انفاق نموّ كند. و آنچه كه در اثر مال بدست آمده با از دست دادن آن نیز از دست خواهد رفت.
اى كمیل! علم، مرامى است پسندیده كه مردم از آن اطاعت مىكنند، بوسیله آن انسان در زندگى كسب اطاعت كرده، و پس از مرگ نام نیكى بدست مىآورد. علم حاكم و مال محكوم علیه است.
اى كمیل! ثروتمندان در زندگى خود در هلاكتاند. و علماء تا جهان باقى است، بقاء دارند. پیكرشان در زیر خاك پنهان ولى آثارشان در دلها موجود است.
سپس آهى كشید (اشاره به سینه خود نمود) و ادامه داد: در اینجا علم بى حدّ انباشته شده، اى كاش مىتوانستم كسى را كه شایستگى تحمّل و آموزش آن را داشته باشد بیابم.
بلى كسانى را مىیابم كه یا مورد اعتماد نبوده و دین را وسیله راحتى در دنیا قرار دادهاند، و به نعمتهاى الهى بر بندگان خدا فخر مىفروشند، و با حجّتهاى الهى بر اولیاى او بزرگى میكنند.
یا اینكه مطیع حاملان حقّاند، ولى خود بصیرتى ندارند، و با كمترین شبههاى در آنها شكّ ایجاد میشود، كه نه این و نه آن قابلیت تحمّل علوم را ندارند.
یا در لذائذ فرو رفته و به راحتى لجام خود را به دست شهوت سپردهاند، و یا سرگرم جمع و اندوختن ثروت ناچیز دنیا هستند، و این دو دسته در هیچ امرى رعایت این را نمىنمایند.
شبیهترین چیزها به اینان، چهار پایان چرندهاند. و اینچنین است كه علم
