
رساله بدیعه
تفسیر آیه: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
کتاب شریف «رسالۀ بدیعه» از مکتوبات حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه بوده که در این اثر به شرح و تفسير آيه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاء» مبادرت ورزیده و در آن درسهائي استدلالي پیرامون بحث از «فلسفۀ حقوق زن و مرد»، «معنای تساوی حقوق زن و مرد»، «مسئله قضاوت و حکومت زن»، «حدود شرکت زنان در جهاد» مطرح شده و شواهدی از آیات و روایات و قرائن عقلائیه پیرامون «عدم جواز تصدّي مناصب حكومتی و قضاوت براي زن» و «عدم جواز ورود زنان به مجلس شوریٰ» بيان شده است. اين مجموعه شامل مطالب تفسيري، روائي، فقهي، علمي و اجتماعي بوده و در آنْ بهمناسبت از ولايت فقيه نيز بحث شده است. اين كتاب كه بهزبان عربي تأليف شده بود، نظر به اينكه موضوع آن در نوع خود بديع و مبيِّن اشكالات و توهّمات در باب جهاد و قضاوت و حكومت زن ميباشد ، توسّط چند تن از فضلاء براي استفاده عموم به فارسي ترجمه گرديد. اهمّ مباحث مندرج در این اثر: • اختلاف قوای ظاهری و باطنی زن و مرد • ادلۀ شرعی و فقهی پیرامون موقعیت زن در زمینه جهاد، قضاوت و حکومت • دلالت اجماع و سیرۀ مسلمین، بر عدم جواز مناصب حکومت و قضاوت برای زن • بحث از ولایت بهمناسبتِ بحث از حکومت و قضاوت برای زن • روایات داله بر عدم تصدی مناصب حکومت و قضاوت برای زن • ادلۀ ثبوت ولایت فقیه
رساله بدیعه
153است، نه پدرش، اینستكه: روایت خریدن دو عبد كه از طرف مولاى خویش اجازه خرید همدیگر را دارند، را در «تهذیب» از أبى خدیجه نقل كرده و در «كافى» از ابى سلمه.1
و بنابراین توقّف علّامه وجهى باقى نمىماند، چون توقّف وى مبتنى بر تضعیف شیخ است، و روشن است كه تضعیف شیخ صحیح نبوده، زیرا ابى خدیجه را با شخص دیگرى اشتباه گرفته است.
٣ ـ صدوق در «معانى الاخبار» با اسناد خود از علىّ بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از حسین بن یزید نوفلى، از علىّ بن داود یعقوبى، از عیسى بن عبد الله بن محمّد بن عمر بن علىّ بن ابى طالب، از پدرش، از جدّش، از علىّ بن ابى طالب علیه السّلام روایت میكند كه آن حضرت فرمود: پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «خدایا خلفاى مرا رحمت كن، خداى خلفاى مرا رحمت كن، خدایا خلفاى مرا رحمت کن.
پرسیدند: یا رسول الله خلفاى شما كیانند؟
فرمود: کسانى که بعد از من مىآیند. و حدیث و سنّت مرا روایت میكنند».2
شیخ حرّ عاملى گوید: صدوق این حدیث را در «عیون الاخبار» نیز آورده است.3
مصنّف گوید: علىّ بن ابراهیم و پدرش ابراهیم بن هاشم از بزرگان حدیث و مورد اعتماد همه علماء و فقهاء بودهاند. بهطوریكه ارزش و منزلت آنها بر كسى پوشیده نیست. و حسین بن یزید نوفلى هم از بزرگان بوده. و شیخ در «رجال» خود او را از اصحاب حضرت رضا علیه السّلام شمرده، و در كتاب «فهرست» هم از او یاد كرده و
- «قاموس الرجال» ج ٤، ص ٢٩٧.
- «معانى الاخبار» چاپ چاپخانه حيدرى، سال ١٣٧٩ ه. ص ٣٧٤ و ٣٧٥.
- «وسائل الشيعه» ج ٣، باب ١١، ص ٣٨٥ از چاپ بهادرى.
