
رساله بدیعه
تفسیر آیه: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
کتاب شریف «رسالۀ بدیعه» از مکتوبات حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه بوده که در این اثر به شرح و تفسير آيه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاء» مبادرت ورزیده و در آن درسهائي استدلالي پیرامون بحث از «فلسفۀ حقوق زن و مرد»، «معنای تساوی حقوق زن و مرد»، «مسئله قضاوت و حکومت زن»، «حدود شرکت زنان در جهاد» مطرح شده و شواهدی از آیات و روایات و قرائن عقلائیه پیرامون «عدم جواز تصدّي مناصب حكومتی و قضاوت براي زن» و «عدم جواز ورود زنان به مجلس شوریٰ» بيان شده است. اين مجموعه شامل مطالب تفسيري، روائي، فقهي، علمي و اجتماعي بوده و در آنْ بهمناسبت از ولايت فقيه نيز بحث شده است. اين كتاب كه بهزبان عربي تأليف شده بود، نظر به اينكه موضوع آن در نوع خود بديع و مبيِّن اشكالات و توهّمات در باب جهاد و قضاوت و حكومت زن ميباشد ، توسّط چند تن از فضلاء براي استفاده عموم به فارسي ترجمه گرديد. اهمّ مباحث مندرج در این اثر: • اختلاف قوای ظاهری و باطنی زن و مرد • ادلۀ شرعی و فقهی پیرامون موقعیت زن در زمینه جهاد، قضاوت و حکومت • دلالت اجماع و سیرۀ مسلمین، بر عدم جواز مناصب حکومت و قضاوت برای زن • بحث از ولایت بهمناسبتِ بحث از حکومت و قضاوت برای زن • روایات داله بر عدم تصدی مناصب حکومت و قضاوت برای زن • ادلۀ ثبوت ولایت فقیه
رساله بدیعه
103الغطاء» دارد كه میگوید:
جهاد برحسب اختلاف متعلّقات آن به پنج قسم تقسیم میشود:
اوّل: جهاد براى حفظ كیان دولت اسلامى، و آن در هنگامى است كه جماعت كفّار سزاوار غضب الهى، قصد حمله به سرزمینهاى مسلمانان و شهرها و روستاهاى آنها را نموده و براى این منظور با تمام قوا و امكانات خود مهیا شدهاند، تا كفر را سربلند و اسلام را واژگون ساخته، در بلاد مسلمین (بجاى بانگ اذان) ناقوسها را بصدا در آورند، كنیسهها و كلیساها بنا نموده و شعائر اسلامى را محو و نابود سازند؛ و دیانت به نام موسى و عیسى علیهما السّلام بر مسلمین مسلّط شود، كفر شدّت یابد؛ و قائلین به تثلیث، و منكران توحید آفریدگار، و دیگر عقائد باطله همچون روسها ـ كه خداوند به حقّ محمّد و خاندان او خوارشان سازد ـ بر مسلمین استیلا یابند.
در اینحال اگر بقدر كافى از مسلمانان براى دفاع بسیج شوند، از بقیه ساقط میشود، و گرنه اقدام بر آن، بر همه مسلمین جهان كه توانائى هجرت و قدرت سركوب دشمن را دارند و بر هر كس كه میتواند براى اینكار نیرو و سپاهى بسیج نماید، چه در زمان غیبت، یا با حضور امام علیه السّلام واجب است. و اجازه امام علیه السّلام، و در زمان غیبت امام، حضور مجتهد (جامعالشرائط) چنانكه خواهد آمد لازم است؛ و امام میتواند از اموال مسلمین در این راه بقدر لازم بردارد.
دوّم: جهاد براى دفع اشرار از تسلط بر جان و عِرض مسلمین است، كه به ناموس مسلمین (زنان و كودكان) متعرّض میشوند. و این جهاد بر هر فرد حاضر و غایب واجب مىباشد، در صورتىكه حاضرین قادر بر دفع آنها نباشند. و براى رئیس مسلمین جائز است كه براى این قسم از جهاد، از اموال مسلمین بهقدر لزوم جهت دفع دشمنان بردارد، در صورتیكه خود مسلمانان مورد تجاوز نتوانند آن اشرار را دفع بنمایند؛ و این اجازه براى رئیس مسلمین، تفاوتى نمىكند در اینكه امام علیه السّلام حاضر باشد ولیكن قدرت بر دفع نداشته باشد؛ و یا آنكه غائب باشد؛ و یا اینكه مجتهد فقیه حاضر باشد، و یا غائب باشد؛ ولیكن اجازه گرفتن از مجتهد در این صورت سزاوارتر است.
