اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب «رساله نوین» اثر نفیس حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه است. در این کتاب درباره بناء اسلام بر سال و ماه قمری و تفسیر آيه «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُور عِندَ اللَهِ اثْنَاعَشَرَ شَهْرًا»؛ بحثی تفسیری، روایی، فقهی و تاریخی داشته و به اثبات می‌رسانند که تقويم قمرى از ضروريّات اسلام است، و تبديل ماه‌هاى قمرى به شمسى مشروعیت نداشته و ضميمه نمودن تاريخ شمسى با قمرى، کار صحیحی نیست.   يكى از اركان مهمّ وحدت اسلامى، اتحاد در تاريخ است به طوری که موجب اتّحاد در فرهنگ رسول اللهى؛ و اختلاف در تاريخ، موجب تفرقه و تشتّت است.  اهم مطالب مندرج در کتاب:  • آيات صریح در لزوم تاريخ قمرى   • مطابقت عبادات با ماه‌های قمری، و اجتماعیات با ماه‌های شمسی؛ همان تفکیک دین از سیاست است.  • بررسی توطئه دشمنان اسلام در مورد ایجاد تفرقه و غلبه بر مسلمین با تغییر تاریخ   • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • نام شش ماه از ماه‌هاى باستانى، نام شش فرشته در آئين زردشت است  • مبناي ساعت در اسلام بر غروب آفتاب  • مرحله نهایی توطئه استعمار، تبدیل سال‌های هجری به شاهنشاهی   • تطابق ماه‌های قمری با فطرت؛ و ذکر فوائد سال قمرى، و ضررهای سال شمسى‏  • عدم ترغیب اسلام به عیدنوروز و بدعت شمردن آن

سرای جاوید

رساله نوين

42
  • را ماه حرام مى‌شمردند، و ماه محرّم را حلال مى‌كردند. و مدتى بر این نهج كه مى‌خواستند درنگ مى‌كردند، سپس حرمت را دوباره به محرّم بر مى‌گردانند، و این عمل تأخیر را نیز در ماه ذى الحجة انجام مى‌دادند و حكم بدان مى‌نمودند.

  •  فرّاء گوید: آن كسى كه متعهد و مسؤول نسیئ بود مردى بود از طائفه كنانة كه به او نُعَیم بن ثَعْلَبَة مى‌گفتند، و در حج رئیس موسم بود، و مى‌گفت: من آن كسى هستم كه هیچگاه مورد عیب گوئى مردم واقع نمى‌شوم، و در نیل به مقصود پیوسته مظفّر و منصورم، و حكمى را كه مى‌كنم هیچوقت برگردانده نمى‌شود!

  •  مردم در موسم در پاسخ او مى‌گفتند: آرى راست مى‌گوئى! اینك یك ماه را براى ما تأخیر انداز! حرمت ماه محرّم را بردار! و به ماه صفر انداز! و محرّم را براى‌ما حلال كن! او نیز این كار این را مى‌كرد.

  •  و در هنگامى كه اسلام آمد، آن شخص مسؤول این كار، جُنَادَةُ بْنَ عَوْفِ بْنِ امَیة کنَانِىّ بود. و ابن عباس گوید: اولین كسى كه این عمل نسیئ و تأخیر اندازى را در بین عرب دائر كرد عَمْرُو بْنَ لَحىَ بْنِ قُمَعَةِ بْنِ خِنْدِف بود. و امّا ابو مسلم بن أسلم مى‌گوید: مردى از بنى كَنَانه بود كه او را قَلَمَّس مى‌گفتند: او مى‌گفت: من محرم را در این سال

/ 693