کتاب «رساله نوین» اثر نفیس حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّسسرّه است. در این کتاب درباره بناء اسلام بر سال و ماه قمری و تفسیر آيه «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُور عِندَ اللَهِ اثْنَاعَشَرَ شَهْرًا»؛ بحثی تفسیری، روایی، فقهی و تاریخی داشته و به اثبات میرسانند که تقويم قمرى از ضروريّات اسلام است، و تبديل ماههاى قمرى به شمسى مشروعیت نداشته و ضميمه نمودن تاريخ شمسى با قمرى، کار صحیحی نیست. يكى از اركان مهمّ وحدت اسلامى، اتحاد در تاريخ است به طوری که موجب اتّحاد در فرهنگ رسول اللهى؛ و اختلاف در تاريخ، موجب تفرقه و تشتّت است. اهم مطالب مندرج در کتاب: • آيات صریح در لزوم تاريخ قمرى • مطابقت عبادات با ماههای قمری، و اجتماعیات با ماههای شمسی؛ همان تفکیک دین از سیاست است. • بررسی توطئه دشمنان اسلام در مورد ایجاد تفرقه و غلبه بر مسلمین با تغییر تاریخ • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • نام شش ماه از ماههاى باستانى، نام شش فرشته در آئين زردشت است • مبناي ساعت در اسلام بر غروب آفتاب • مرحله نهایی توطئه استعمار، تبدیل سالهای هجری به شاهنشاهی • تطابق ماههای قمری با فطرت؛ و ذکر فوائد سال قمرى، و ضررهای سال شمسى • عدم ترغیب اسلام به عیدنوروز و بدعت شمردن آن
رساله نوين
32فَقَتَلَهُ بَنُو سَعْدِ بْنِ بَكْرٍ، وَ قِیلَ فِى بَنِى لَیثٍ فَقَتَلَهُ هُذَیلٌ. ـ ألَاهَلْ بَلَّغْتُ؟!
قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ: اللَهُمَّ اشْهَدْ!
و سپس فرمود: «تمام خونهائى كه در جاهلیت ریخته شده است در زیر قدم من گذارده شد و قصاص ندارد. و اولین خونى را كه از اعتبار و ارزش ساقط مىكنم خون آدم بن ربیعه پسر حارث بن عبد المطلّب (نواده عموى خود من است) ـ و آدم بن ربیعه از طائفه هذیل شیرده مرظعه مىخواسته است و او را بنىسعد بن بكر كشتهاند؛ و گفته شده است كه از بنى لیث شیرده مرظعه مىخواسته است؛ و او را طایفه هذیل كشتهاند ـ .
آیا من تبلیغ كردم و حق را گفتم؟! گفتند: آرى! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش!».
ثُمَّ قَالَ: وَ كُلُّ رِباً كَانَ فِى الْجَاهِلِیةِ مَوْضُوعٌ تَحْتَ قَدَمِى؛ وَ أوَّلُ رِبَا أضَعُهُ رِبَا الْعَبَّاس بْنِ عَبْدِ المُطَّلِبِ. ألَا هَلْ بَلَّغْتُ؟!
قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ: اللَهُمَّ اشْهَدْ!
«و پس از آن فرمود: و تمام منفعت پولها و رباهائى كه در جاهلیت صورت گرفته است، در زیر قدم من نهاده شده است، و اولین ربائى را كه از اعتبار ساقط مىنمایم، رباى عباس بن عبد المطلّب (عموى من) است.
آیا من ابلاغ كردم و حكم خدا را رساندم؟!
گفتند: آرى! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش!»
ثُمَّ قَالَ: یا أیهَا النَّاسُ إنَّمَا النَّسِئُ زِیادَةٌ فِى الْكُفْرِ

