کتاب «رساله نوین» اثر نفیس حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّسسرّه است. در این کتاب درباره بناء اسلام بر سال و ماه قمری و تفسیر آيه «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُور عِندَ اللَهِ اثْنَاعَشَرَ شَهْرًا»؛ بحثی تفسیری، روایی، فقهی و تاریخی داشته و به اثبات میرسانند که تقويم قمرى از ضروريّات اسلام است، و تبديل ماههاى قمرى به شمسى مشروعیت نداشته و ضميمه نمودن تاريخ شمسى با قمرى، کار صحیحی نیست. يكى از اركان مهمّ وحدت اسلامى، اتحاد در تاريخ است به طوری که موجب اتّحاد در فرهنگ رسول اللهى؛ و اختلاف در تاريخ، موجب تفرقه و تشتّت است. اهم مطالب مندرج در کتاب: • آيات صریح در لزوم تاريخ قمرى • مطابقت عبادات با ماههای قمری، و اجتماعیات با ماههای شمسی؛ همان تفکیک دین از سیاست است. • بررسی توطئه دشمنان اسلام در مورد ایجاد تفرقه و غلبه بر مسلمین با تغییر تاریخ • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • نام شش ماه از ماههاى باستانى، نام شش فرشته در آئين زردشت است • مبناي ساعت در اسلام بر غروب آفتاب • مرحله نهایی توطئه استعمار، تبدیل سالهای هجری به شاهنشاهی • تطابق ماههای قمری با فطرت؛ و ذکر فوائد سال قمرى، و ضررهای سال شمسى • عدم ترغیب اسلام به عیدنوروز و بدعت شمردن آن
رساله نوين
148سفرشان به طول مىانجامید؛ حساب خود را گم مىكردند.
و در اینصورت دیگر براى بقاء شریعت و حَلالٌ محمّدٍ حلَالٌ الى یولا القیامَةِ وَ حَرَامٌ مُحَمدٍ حَرَامٌ إلَى یومِ القِیامَة1 مفهوم و مصداقى باقى نمىماند.
پس مىبینیم كه چگونه با آیه كریمه
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ.
أوّلاً: این ترتیب ماهها قمرى را منوط به خلقت و آفرینش دانسته؛ و دوازده تا بودن آنها را، مربوط به اصل تكوین و فطرت، و پیدایش آسمان و زمین دانسته؛ و علاوه این را دین قیم یعنى آئین استوار و پا برجا و ثابت معرّفى كرده است. یعنى سالهاى قمرى و شهور قمریه آئین استوار و حكم تغییر پیدا نكردنى و تحریف ناپذیرفتنى خداوند متعال است؛ تا هنگامى كه آسمانها و زمین بر پاست.2
- گفتار رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم است که شيعه و سنى روايت کردهاند: حلال محمد حلال است که تا روز قيامت و حرام محمد حرام است تا يوم القيامه».
- و روى همين اساس است که شيخ طبرسى در تفسير «مجمع البيان» طبع صيدا، ج ٢ ص ٢٨ پس از تفسير اين آيه مبارکه گويد: و فى هذه الآية دلالة على أنّ الاعتبار فى السِّنين بالشّهور القمريّه لا بالشّمسيّة، و الاحکامُ الشَّرعيّة مُعلّقةٌ بها. و ذلک لِما علم الله سبحانه فيه من المصلحة، و لسهولة معرفة ذلک على الخاصّ و العامّ: «و در اين آيه دلالت است بر اينکه معتبر در شريعت خداوندى ماههاى قمرى است نه ماههاى شمسى؛ و احکام شرعيّه منوط و مربوط به ماههاى قمرى است. و اين به جهت آنست که خداوند سبحانه مىدانسته است که در آن مصلحتى است، و نيز به جهت آسانى شناسائى آن براى خواصّ و براى عامّه مردم.

