
رساله نکاحیه
کاهش جمعیت، ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین
کتاب «رساله نکاحیه» اثر ذیقیمت حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس سره است. در این کتاب با توجه به آیه (و لایقتلن اولادهن) مسأله کنترل جمعیت از دیدگاه قرآن و اسلام مورد تحلیل واقع شده و با بیان اینکه کاهش جمعیت ضربهای سهمگین بر پیکر مسلمین است از توطئهها و سیاستهای مزوّرانۀ استکبار در جهت کاهشِ قوّت مسلمین که با بهانه تنظیم خانواده و کنترل جمعیت و با عناوين واهىِ «اقتصاد و زيبائى شهر و زندگانى راحت و مرفّه» هستى مسلمین را به باد فنا میدهند، پرده برداشته شده است. اهم عناوین مندرج: • سرّ حرمت انتحار و خودکشی • وظيفه دولت اسلام در فراهم كردن تسهيلات ازدواج • تنها عامل مشكلات مردم، سلطۀ غرب است نه اقتصاد • آمار مساعدتهاى سازمانهاى بين المللى و غرض اصلی آنها • کتمانِ عوارض و خطرات بستن لولهها توسط برخی • تأكيد و ترغيب اسلام بر كثرت اولاد در همه زمانها بوده نه فقط در زمان رفاه مسلمین • فوائد حامله شدن زنان و مضرات بيشمار نازائى • ضدّيت فلسفه اسلام و روح ايمان با كاهش جمعيت • عدم رجوع به رأى فقهاء حتى فتواى رهبر كبير انقلاب • مخالفت مجامع علمیِ اهل سنت با طرح تحدید نسل • در موضوعات مستنبطه مثل (عقيم شدن در صورت بستن لوله)، تشخيص با فقيه است نه عرف!
رساله نکاحیه
51داشته باشند، اگر احیاناً آفتاب طلوع نكند دست به انتحار مىزنند.
در اثر نزاعهاى مختصر خانوادگى كه هر روز ما با شدیدتر از آنها دست به گریبانیم، آنها خودكشى میكنند.
از این آیاتى كه در نهى از كشتن فرزندان در قرآن كریم بیان شد، معلوم مىشود دو نوع كشتن اولاد در میان اعراب جاهلیت مرسوم بوده است. و خداوند توسّط پیغمبر رحمتش هر دو گونه را به نحو أكید منع نموده است.
اوّل: كشتن فرزندان بطور كلّى چه پسر و چه دختر. همانطور كه آیات: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ و یا خَشْيَةَ إِمْلاقٍ، و یا قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ كه ذكرش آمد، بر آن دلالت دارند. و از اینها بدست مىآید كه: هر وقت أعراب خود را در قحطى و خشكسالى احساس مىنمودند، براى آنكه فرزندان خود را در عسرت گرسنگى و شدّت جوع و درماندگى، ملاحظه نكنند دست به كشتن آنها میزدند.
علمه طباطبائى مُدّ ظلُّه العالى در تفسیرشان گفتهاند: «إملاق به معناى إفلاس در مال و زاد است؛ و از همین ریشه است تَمَلُّق. و این كشتن فرزندان یك سنّت جاریهاى در میان أعراب جاهلى بوده است كه چون قحط و جَدْب به سوى شهرهایشان مىشتافت، و مردم را تهدید به افلاس و تهیدستى میكرد، ایشان مبادرت به قتل اولاد خود مینمودند؛ براى آنكه دیدن و ملاحظه كردن ذلّت فقر و گرسنگى آنها برایشان ناپسند بود. و با دست زدن به كشتن آنها خود را مُترفّع و مُتنزّه از تحمّل این عار مىنمودند.
و علّت منع و نهیى كه از این عمل در قرآن آورده شده است اینست كه: نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ [و یا نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ] «ما هستیم كه شما و آنها را روزى میدهیم!» شما بچّهها را مىكشید از ترس آنكه مبادا نتوانید قیام به رزق و روزى آنها بنمائید، شما أبداً رازق و روزى دهنده نیستید! بلكه خداوند است كه شما و آنان را جمیعاً روزى مىدهد؛ بنابراین دست به كشتن ایشان
