اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

22
  •  ارتحال ایشان نقشه‌ها را عملى كنند، یعنى منتظر مردن ایشان بودند، حتى در تلفن‌هایى كه بعضى از رؤسا به هم مى‌كردند، بالاخص بهائى‌ها كه نفوذشان زیاد شده بود مى‌خواستند مملكت را تبدیل به كشور بهائى بكنند و زنهاى بهائى را بیاورند روى كار و وزیر كنند و وكیل كنند و رؤساى ادارات را بهائى كنند؛ و خلاصه همانطور كه در لبنان یك دولت صهیونیست و اسرائیلى تشكیل داده بودند، اینجا را هم مى‌خواستند (ایران را هم مى‌خواستند) یك مملكت رسمى بهائى كنند و تمام قدرت در دست آنها باشد و معلوم است كه بهائى‌ها و یهودى‌هاى صهیونیزم همه از یك ریشه‌اند. و یك مرام دارند.

  •  و حتى در همان وقت هم كه بعضیها بهم تلگراف مى‌زدند و تلفن مى‌كردند و مى‌گفتند: آخر تو چرا اینكار را نكردى؟ او علناً جواب مى‌داد، آخر این مرد هنوز زنده است و نمى‌گذارد ما اینكار را بكنیم، بگذار بمیرد، ما كارمان را شروع مى‌كنیم، بعضى به آیة الله بروجردى مى‌گفتند: شما كه تا این سرحد از اعمال شاه و دربار و دار و دسته‌اش ناراحتید، چرا براى برداشتن او اقدام نمى‌كنید؟! ایشان در پاسخ مى‌گفتند: برداشتن این پسرِ براى ما سهل است؛ ولیكن طرف ما آمریكاست. بارى در ماه شوّال ١٣٨٠ یعنى ٢٩ سال پیش آیة الله بروجردى رحمة الله علیه برحمت خدا رفتند و یك چند ماهى بیشتر نگذشت كه آنها شروع كردند به كارها و نقشه‌هاى خودشان.

  •  در آن وقت اسدالله علم نخست وزیر بود و مجلس هم تشكیل نمى‌شد یعنى تعطیل بود، همان هیئت وزرا كه زیر نظر علم بودند یك تصویب نامه‌اى به امضا رساندند و دادند براى اجراء. تصویب نامه راجع به انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى بود، انجمن‌هائى كه در هر شهرستانى تشكیل مى‌دهند كه افرادى را انتخاب كنند براى اداره امور آن ایالت و ولایت، در این تصویب نامه سه جهت بود، كه عمده غرض از این تصویب نامه هم همین سه جهت بود.

  • انجمنهاى ایالتى و ولایتى‌

  •  اوّل؛ اینكه تا آن وقت كه این انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى در شهرها برقرار مى‌شد، افراد منتخِب و منتخَب مسلمان بودند یعنى قید اسلام در قانون اساسى آمده بود چون منتخَبین افرادى هستند كه امور مملكت را در دست دارند لذا باید مسلمان باشند، منتخِب هم باید مسلمان باشد، اینها قید اسلام را زدند و گفتند منتخِب و منتخَب با هر دینى باشد مانعى ندارد، بهائى یا یهودى، مسلمان، از اقلیت‌هاى رسمى باشد یا از اقلیت‌هاى غیر رسمى هر چه.

  •  دوّم: سوگند به قرآن بود چون در قانون چنین بود كه هر كس وارد مى‌شود باید به قرآن سوگند بخورد بر اینكه خیانت نكند اینها سوگند به قرآن را زدند؛ و آنرا سوگند به كتاب آسمانى كردند، گفتند: فلان بهائى هم مى‌آید قسم مى‌خورد به كتاب بیان یا بكتاب ایقان. اینها هم كتاب آسمانى است.

/ 260