
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولیفقیه» و «ویژگیهای حکومتِ ولیفقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور میدانند • بحثی پیرامون قیامهای افرادی که از اهلبیت علیهمالسلام نبودهاند • در روایات نیز متشابهات به محکمات برمیگردد • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام، توسط حاکم شرع • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رامکردن نفس • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی • بزرگترین آفتِ والی، خویشتننگری است • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست • حکم حاکم، طریق برای حق است و موضوعیت ندارد • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا میداند • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
97كنیم؟! آیا نماز شب مقدّم است یا این امور؟!
مرحوم شیخ گفت: این حرفهاى شما بهانه است. شما قِرْشه مىكشید یا نه؟! (عربها به قلیان قرشه مىگویند و قلیان زیاد مىكشند) شما فرض كنید یك قرشه مىكشید؛ یك قرشه كشیدن پنج دقیقه، ده دقیقه بیشتر طول مىكشد؟! همین نماز شبى كه شما مىخوانید بجاى قرشه! یك قرشه را تعطیل كنید، نماز شب بخوانید.
و واقعاً هم ما بهانه مىآوریم. ما وقتى مىنشینیم سر سفره مىخواهیم غذا بخوریم، وقتى در آداب اجتماعى سخنى داریم و وقت خود را به تعارفات مىگذرانیم، بهیچ وجه به حساب نمىآوریم؛ أمّا دو دقیقه كه مىخواهیم نماز بخوانیم گویا به نزِع روان افتادهایم و آتش به جان ما افتاده است.
مى گویند: باید إنسان در امور اجتماعى دخالت كند! پس بیچارهها چه مىشوند؟ یتیمها چه مىشوند؟ و چه و چه؟ مىگوئیم: كدام شخص باید به امور ایشان رسیدگى كند؟ آن شخصى كه خودش رابطهاش را با خدا برقرار نكرده است؟!
حضرت مىفرماید: اى مالك! تمام دستوراتى را كه به تو میدهم بجاى خود محفوظ؛ ولى باید بهترین أوقاتت را با خدا خلوت كنى! بقیه أوقات مال سائر مردم. اگر اینطور شد همه مردم بركت مىبرند، و گرنه هم خودت ضایع شدهاى و هم سائر مردم ضایع شدهاند.
گاندى جملهاى دارد كه بسیار جمله زیبائى است. مىگوید: اروپائیها طبیعت و دنیا را شناختند و خود را نشناختند؛ و چون خود را نشناختند، هم خود را ضایع كردند و هم دنیا را!
أمیر المؤمنین علیه السّلام خیلى خوب مىفرماید: وَلْیکنْ فِى خَآصَّةِ مَا تُخْلِصُ بِهِ لِلَّهِ دِینَک إقَامَةُ فَرَآئِضِهِ الَّتِى هِىَ لَهُ خَآصَّةً. فَأَعْطِ اللَهَ مِنْ بَدَنِک فِى لَیلِک وَ نَهَارِک؛ وَ وَفِّ مَا قَرَّبْتَ بِهِ إلَى اللَهِ مِنْ ذَلِک کامِلا غَیرَ مَثْلُومٍ وَ لَا مَنْقُوصٍ،
