
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولیفقیه» و «ویژگیهای حکومتِ ولیفقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور میدانند • بحثی پیرامون قیامهای افرادی که از اهلبیت علیهمالسلام نبودهاند • در روایات نیز متشابهات به محکمات برمیگردد • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام، توسط حاکم شرع • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رامکردن نفس • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی • بزرگترین آفتِ والی، خویشتننگری است • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست • حکم حاکم، طریق برای حق است و موضوعیت ندارد • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا میداند • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
87مستكبران قرار گیرید!
این أفرادى كه به نفس خود ظلم كردند و ملَئكه قبض روح، آنها را بیرون مىكنند، جایگاهشان جهنّم است و بد بازگشتى است جهنّم. مگر آن أفرادى از زنان یا مردان یا فرزندانى كه مورد استضعاف قرار گرفتند و نمیتوانند مهاجرت كنند. خودشان قدرت ندارند، قوّه فكرى و قوّه مالى ندارند، قوّه بدنى ندارند. نه میتوانند براى خروج از زىّ كفر و لواء كفر حیلهاى كنند، و نه میتوانند براى فرار و هجرت راهى پیدا كنند. اینها مستضعفین هستند نه آن گردنكشان و أفراد با علم و درایت كه مىگویند: كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ. آنها كه قدرت بر مهاجرت دارند مستضعف نیستند؛ مستضعف آن كسانى هستند كه قدرت بر مهاجرت ندارند: لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا. امید است كه خداوند علىّ أعلى از آنها بگذرد، و خداوند عفوّ و غفور است.
و كسى كه در راه خدا هجرت كند، يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً، در روى این زمین مُراغَم كثیرى مىیابد. چه تعبیر عالى فرموده است! «مُراغَم» یعنى جاهاى بسیارى را كه در آنجا مىتواند دماغ كفر را به خاك بمالد و دشمنان و أبطال را روى زمین بیندازد و شمشیر دست بگیرد و شجعان روزگار كه با دین و ناموس او نظر سوء داشتهاند بخاك و خون بكشد.
نباید در مكّه ماند و گفت: ما نمىتوانیم از دین خود دفاع كنیم؛ آزادى نداریم، زیرا كه در تحت ولایت رؤساى قریش هستیم و اینها چنین و چنان میكنند. خدا میگوید: حركت كن، بیرون بیا و از آن حیطه خارج شو. بیا در این زمین واسع پروردگار و مراغم كثیر آنجا با آزادى كامل دین خود را إبراز و إظهار كن. نماز خود را بلند بخوان، أمر به معروف و نهى از منكر كن.
رَغم، یعنى به خاك مالیدن؛ مُراغَم، یعنى آن مكانهائى كه إنسان مىتواند به تمام معنى از حقّ خود دفاع كند و به مطلوب و منظور خاصّ خود برسد. پس تا إنسان هجرت نكند فائده ندارد؛ مگر كسانى كه نمیتوانند هجرت
