
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولیفقیه» و «ویژگیهای حکومتِ ولیفقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور میدانند • بحثی پیرامون قیامهای افرادی که از اهلبیت علیهمالسلام نبودهاند • در روایات نیز متشابهات به محکمات برمیگردد • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام، توسط حاکم شرع • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رامکردن نفس • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی • بزرگترین آفتِ والی، خویشتننگری است • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست • حکم حاکم، طریق برای حق است و موضوعیت ندارد • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا میداند • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
129الرَّعیةِ مِنْهُ مَحَلُّ الْجَسَدِ مِنَ الرّوحِ. فَالرّوحُ تَأْلَمُ بِأَلَمِ کلِّ عُضْوٍ مِنْ أعْضآء الْبَدَنِ؛ وَ لَیسَ کلُّ واحِدٍ مِنَ الاعْضآء یأْلَمُ بِأَلَمِ غَیرِهِ. وَ فَسادُ الرّوحِ فَسادِ جَمیعِ الْبَدَنِ؛ وَ قَدْ یفْسُدُ بَعْضُ الْبَدَنِ، وَ غَیرُهُ مِنْ سآئِرِ الْبَدَنِ صَحیحٌ.1
مى گوید: «بعضى گفتهاند: موقعیت فرمانده و والى نسبت به رعیت، مانند موقعیت روح است نسبت به جسد، و محلّ و موقعیت رعیت نسبت به والى مانند محلّ و موقعیت جسد است نسبت به روح. اگر هر یك از أعضاء بدن ناراحت بشود، دردى پیدا كند، روح متألّم مىشود؛ أمّا اینطور نیست كه هر كدام از أعضاء بدن آزرده بشود، ألمى پیدا كند، عضو دیگر متألّم شود.
وزان والى و رعیت وزان روح و جسد است. اگر ألمى متوجّه فردى از أفراد رعیت شود، به حاكم هم سرایت نموده او را متألّم و ناراحت خواهد نمود؛ أمّا خود أفراد رعیت با یكدیگر چنین حكمى را ندارند، و فساد روح فساد جمیع بدن است. و أمّا بعضى از أوقات بعضى از بدن فاسد مىشود در صورتیكه سائر أعضاء بدن صحیح است.»
مفاد: ظُلْمُ الرَّعِیةِ اسْتِجْلَابُ الْبَلِیةِ
وَ كانَ یقالُ: ظُلْمُ الرَّعیةِ اسْتِجْلابُ الْبَلیة2.
«گفته شده است: كسى كه به رعیت ظلم كند با دست خود بلایا و فتنهها را بسوى خود جلب كرده است.»
وَ کانَ یقالُ: الْعَجَبُ مِمَّنْ اسْتَفْسَدَ رَعیتَهُ وَ هُوَ یعْلَمُ أنَّ عِزَّهُ بِطاعَتِهِمْ.3
«گفته شده است: عجب از آن كسى است كه رعیت خود را فاسد مىكند، و به واسطه ظلم و تعدّى و گرفتن مالیاتهاى بیجا و گزاف و أمثال اینها رعیت را از
- همان مصدر، ص ٩٤. و ابن أبى الحديد در ج ٢٠، ص ٣٢٨، به شماره ٧٥٩ در ضمن کلمات قصار أمير المؤمنين عليه السّلام علاوه بر آنچه سيّد رضىّ عليه الرّحمه ذکر کرده است، آورده است که: آنحضرت فرموده است: الْمُلْک بِالدِّينِ يَبْقَى، وَ الدِّينُ بِالْمُلْک يَقْوَى. و شيخ هادى کاشف الغطآء در «مستدرک نهج البلاغة» طبع بيروت، ص ١٦١ از آن حضرت نقل کرده است، که فرموده است: عَدْلُ السُّلْطَانِ خَيْرٌ مِنْ خِصْبِ الزَّمَانِ.
- همان مصدر، ص ٩٥
- همان.
