اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

59
  • را مطّلع كردم و گفتم: حضرت جعفر بن محمّد علیه السّلام بر پدرت زید بن علىّ خیلى محزون و داغدار است.

  •  یحیى بمن گفت: عموى من محمّد بن علىّ علیهما السّلام (یعنى حضرت باقر علیه السّلام) به پدرم إشاره كرد كه خروج نكند! و او را مطّلع كرد كه اگر خارج شود و از مدینه بیرون بیاید، مسیر امرش به كجا خواهد انجامید؛ تمام این قضایا را خبر داد؛ حال آیا تو پسر عمّ من جعفر بن محمّد علیهما السّلام را دیده و ملاقات كرده‌اى؟! گفتم: آرى! گفت: از او چیزى درباره من شنیدى؟! گفتم: بله! گفت: از من چه قسم یاد مى‌كرد، بمن خبر بده؟! گفتم: فدایت شوم من دوست ندارم مواجه شوم با تو به آنچه از او درباره تو شنیدم. گفت: أ بِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنى؟! هاتِ ما سَمِعْتَهُ.

  •  یحیى گفت: تو مرا از مرگ مى‌ترسانى؟! هر چه شنیدى بیان كن! گفتم: شنیدم كه مى‌گفت: او كشته مى‌شود و بردار آویخته مى‌گردد، همانطور كه پدرش كشته شد و به دار آویخته شد.

  •  رنگ از صورت یحیى بن زید پرید و گفت: يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‌.1

  •  اى متوكّل! خداوند عزّ و جلّ این أمر را بوسیله ما تأیید فرمود؛ و براى ما علم و شمشیر قرار داده است (شمشیر و علم هر دو از براى ما جمع شدند) أمّا پسر عموهاى ما (حضرت صادق علیه السّلام) فقط علم دارند. گفتم: فدایت شوم! من دیدم كه مردم به پسر عمّت جعفر علیه السّلام، میلشان بیشتر است تا به تو و پدرت!

  •  یحیى گفت: چون عموى من محمّد بن علىّ و پسرش جعفر بن محمّد علیهم السّلام مردم را به حیات و زندگى مى‌خوانند و ما آنها را دعوت به مرگ مى‌كنیم.

    1. آيه ٣٩، از سوره ١٣: الرّعد