اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

46
  •  حضرت گفتند: چرا اینطور دفنش كردند كه اینها بتوانند جایش را پیدا كنند؟! آن مرد گفت: و الله ما غیر از این هیچ كارى نمى‌توانستیم بكنیم. چون أفرادى كه با ما بودند و متصدّى این كار شدند فقط هشت نفر بودند، و بقیه همه از بین رفته و یا فرار كرده بودند و نزدیك بود كه صبح طلوع كند. حضرت فرمودند: فاصله شما تا نهر فرات چقدر بود؟ گفت: به اندازه پرتاب سنگ. حضرت فرمود: مى‌خواستید آهنى یا چیزى شبیه آن را بپاى زید ببندید و او را در فرات بیندازید؛ و این بهتر بود از اینكه او را دفن كنید تا جنازه‌اش را بیرون بیاورند و سرش را ببرند و بدنش را به دار زنند و در كناسه كوفه آویزان كنند. او گفت: و الله ما قادر بر این كار هم نبودیم.

  •  حضرت فرمودند: جنگ شما چگونه بود؟! عرض كرد: جنگ إسلام و كفر. حضرت فرمودند: با چه كسانى؟ گفت: با كفّار. حضرت فرمودند: مگر در آیه قرآن نیست كه هنگام جنگ با كفّار ـ در حال جنگ ـ هر كس را كه میگیرید باید بكشید و نباید زنده نگه دارید؛ زیرا أفرادى كه باقى مى‌مانند با هم اجتماع مى‌كنند و بر شما غلبه مى‌كنند؟

  •  آن أفرادى را كه بعد از تمام شدن جنگ مى‌گیرید، آنها أسیرند، مى‌خواهید آنها را مى‌كشید، یا از آنها فدیه مى‌گیرید و آزاد مى‌كنید. و شما در بحبوبه جنگ اینها را گرفتید و نگه داشتید؛ و بعد آنها اجتماع كرده بر شما غلبه كردند و شما را كشتند. اگر شما با كفّار جنگ مى‌كردید، چرا به این آیه قرآن عمل نكردید؟!

  •  نا گفته نماند كه زید بواسطه شمشیر از دنیا نرفت، بلكه تیرى بر پیشانى مباركش إصابت كرد و روى زمین افتاد. یعنى فردى بود كه كسى نمى‌توانست بواسطه شجاعتش به او نزدیك شود. تیرى از دور آمد و به پیشانیش إصابت كرد و بر روى زمین افتاد و جان داد؛ و آن أفرادى كه با او بودند متفرّق شدند. على كلّ تقدیر، قیام زید در برابر باطل و در برابر ستم بود.