اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

نسخه عربی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

12
  • مواضعى كه أهل شهرها و هموطنان تو خارج مى‌شوند و بسوى این مواضع مى‌روند؟!

  •  عرض كردم: مقصودتان چیست؟! كجا را در نظر دارید؟! حضرت فرمودند: جُدَّه‌ (جَدَّه با فتحه جیم غلط است. جُدَّه با ضمّه، شهرى است كنار بحر أحمر و تا مكّه فاصله كمى دارد.) و عُبّادان و مَصیصَه و قزوین (در این نواحى است كه لشكرها را تقسیم مى‌كنند). گفتم: علّت اینكه من خارج نمى‌شوم انتظار امر شما و قیام و حكومت شماست، تا در زیر لواى شما باشم و بشما اقتدا نموده باشم.

  •  حضرت فرمود: إى وَ اللَهِ! راست گفتى! اگر این جهادى كه اینها مى‌كنند خیر بود آنها از ما پیشى نمى‌گرفتند؛ در حالیكه ما در این جهاد پیش قدم هستیم و در این أمر خیر، مقدّمیم.

  •  معلوم میشود در آن جهاد خیرى نیست، بلكه شرّ محض است و خیر در نزد ماست كه به این جهادها دست نمى‌زنیم.

  •  قَالَ: قُلْتُ لَهُ: کانَ (نَوَاطٌ) یقُولُونَ لَیسَ بَینَنَا وَ بَینَ جَعْفَرٍ خِلَافٌ إلَّا أَنَّهُ لَا یرَى الْجهَادَ.

  •  عرض كردم كه نواط مى‌گویند: بین ما و بین جعفر هیچ خلافى نیست مگر اینكه آنحضرت جهاد را واجب نمى‌داند، ولى ما جهاد را واجب مى‌دانیم.

  •  فَقَالَ: أَنَا لَا أَرَاهُ؟! بَلَى وَ اللَهِ إنِّى لَارَاهُ وَ لَکنْ أَکرَهُ أَنْ أَدَعَ عِلْمِى إلَى جَهْلِهِمْ.

  •  حضرت فرمود: من جهاد را واجب ندانم؟! بله قسم به خدا من جهاد را واجب مى‌دانم ولیكن كراهت دارم از اینكه علم خود را به جهل آنها بسپارم.

  •  یعنى من أوّل مسلمانم؛ أوّل مجاهد فى سبیل الله هستم؛ أوّلین برافرازنده آیات قرآن براى قیام و جهادم؛ ولى این جهادى كه اینها مى‌كنند از روى جهالت است، از روى نابینائى است، از روى نادانى است، از روى عمى و