
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولیفقیه» و «ویژگیهای حکومتِ ولیفقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور میدانند • بحثی پیرامون قیامهای افرادی که از اهلبیت علیهمالسلام نبودهاند • در روایات نیز متشابهات به محکمات برمیگردد • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام، توسط حاکم شرع • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رامکردن نفس • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی • بزرگترین آفتِ والی، خویشتننگری است • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست • حکم حاکم، طریق برای حق است و موضوعیت ندارد • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا میداند • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
98بَالِغًا مِنْ بَدَنِک مَا بَلَغَ.
«از آن اختصاصىترین چیزها و خصوصىترین كارهائى را كه متقرّبًا إلى الله انجام مىدهى، و با آن كارها دینت و آئینت را براى خدا پاك و پاكیزه مىكنى باید إقامه فرائض خدا باشد، كه آن فرائض اختصاص به خدا دارد (به فرائض باید خیلى أهمّیت بدهى، و بهترین كارها و بهترین أعمال قُربىِ تو بایستى عبادات خودت باشد). بنابراین، از بدن خود در شب و روز براى خدا مایه بگذار، و آنچه را بواسطه أعمال مقرِّب به خداوند انجام میدهى، آنها را بطور وافى و كافى انجام بده؛ عملت شكسته و كوتاه و سوراخ نباشد. بدنت را به خدا بده، بَلَغَ ما بَلَغَ. (هر چه بیشتر در محراب عبادت بایست و بگذار بدن خسته بشود، پاهایت خواب برود، مهمّ نیست. در روزهاى گرم تابستان روزه بگیر بگذار فشار بر بدنت وارد شود؛ این كار را بكن، چون عواقب، بسیار وخیم است. خیال نكنى اكنون كه من ترا ولىّ خود قرار دادم و به عنوان ولایت به مصر فرستادم، تو بروى آنجا و بگوئى: من نائب أمیر المؤمنین هستم و باید به كارهاى مردم مراجعه كنم، و توجّه به نفس و مراقبه دیگر بس است؛ باید اینك دو اسبه و چهار نعله به امور اجتماعى و إصلاحات دست زد! تا بحال كه عبادت كردیم كفایت مىكند).»
وَ إیاک وَ الإعْجَابَ بِنَفْسِک وَ الثِّقَةَ بِمَا یعْجِبُک مِنْهَا وَ حُبَّ الإطْرَآء! فَإنَّ ذَلِک مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیطَانِ فِى نَفْسِهِ لِیمْحَقَ مَا یکونُ مِنْ إحْسَانِ الْمُحْسِنِینَ.
«مبادا خودپسندى و إعجاب به نفس تو را برباید و به آنچه به نفس خود مُعجِب شدى، وثوق و اعتماد پیدا كنى! و دوست داشته باشى كه مردم از تو تعریف و تمجید كنند، و كارهاى تو را مورد مدح و تحسین قرار بدهند! این از دستاویزترین دست آویزها و فرصتهاى شیطان است كه بواسطه این درد، إنسان را از پاى در آورد و إحسان محسنین را به كلّى نابود كند».
فقیه حاكم شرع باید با ذكر معاد پیوسته جلوى حدّت و شدّت نفس خود را بگیرد
امْلِک حَمِیةَ أَنْفِک وَ سَوْرَةَ حَدِّک وَ سَطْوَةَ یدِک وَ غَرْبَ لِسَانِک! وَ احْتَرِسْ
