
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولیفقیه» و «ویژگیهای حکومتِ ولیفقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور میدانند • بحثی پیرامون قیامهای افرادی که از اهلبیت علیهمالسلام نبودهاند • در روایات نیز متشابهات به محکمات برمیگردد • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام، توسط حاکم شرع • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رامکردن نفس • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی • بزرگترین آفتِ والی، خویشتننگری است • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست • حکم حاکم، طریق برای حق است و موضوعیت ندارد • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا میداند • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4
38كن!
جابر عرض كرد: آرى یا أبا جعفر؛ من وارد شدم بر سیده و خانم خودم فاطمه دختر رسول خدا صلّى الله علیه و آله تا آنكه وى را به میلاد حسین علیه السّلام تهنیت گویم؛ در آنجا صحیفهاى در دست او دیدم از جنس دُرّ سفید (دُرّةٌ بَیضآء).
گفتم: اى خانم و سید و سرور بانوان! این صحیفهاى را كه من با تو مىبینم چیست؟
گفت: در آن أسامى أئمّه، از فرزندان من مىباشد. عرض كردم: آنرا به من بده تا ببینم.
گفت: اى جابر اگر منع و نهیى نبود به تو مىدادم؛ ولیكن نهى شده است از اینكه كسى او را مسّ كند مگر پیغمبر یا وصىّ پیغمبر یا أهل بیت پیغمبر، و أمّا تو إجازه دارى از ظاهر آن نگاه به درون آن بیندازى.
جابر گفت: من آنرا خواندم. سپس شرح مىدهد كه: در آن أسماء دوازده إمام علیهم السّلام، و قبل از آنان پیغمبر أكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم كه نام وى أبو القاسم محمّد بن عبد الله المصطفى و مادرش آمنه است، تا به آخر كه اسم آنحضرت أبو القاسم محمّد بن الحسن است كه حجّت قائم و مادرش جاریهاى است به نام نرجس، صلوات الله علیه أجمعین، موجود بود.
در این روایت حضرت باقر علیه السّلام در حضور زید، جابر را إحضار كردند و جابر براى زید این روایت را از صحیفه فاطمه بیان كرد، تا براى حضرت زید موجب اطمینان شود كه عهود و مواثیق بواسطه انتخاب و اختیار نیست و از سابق بوده است.
همه این مطالب دلالت مىكند بر اینكه زید مردى بزرگوار و عامل بالقسط، و قیامش قیام به قسط بوده است؛ ولیكن درجه و مقام حضرت باقر علیه السّلام را نداشته، و آنچه از علوم بر حضرت باقر منكشف شده بود، بر زید
