اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

231
  • راهها بریدند، و عبد الله بن خَبّاب بن أرَتّ را كه رئیس و گماشته حضرت بر آنها بود كشتند، و شكم زنش را پاره كردند و بچّه را از شكم عیالش بیرون آوردند؛ با اینكه عبد الله از بزرگان إسلام و صاحبان تاریخ در إسلام است.

  •  پدرش خبّاب بن أرتّ از معذّبین در إسلام و از أفرادى است كه كفّار قریش در مكّه در زمان رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم بسیار او را شكنجه داده بودند و با كارد پشتش را پاره كردند، گوشتش را پاره پاره كردند و بر روى زمین‌هاى داغ و ریگ گرم بیابان مكّه به پشت خوابانیدند، و مى‌گفتند: دست از خدا و رسالت محمّد بردار و او بر نمى‌داشت. داستان خبّاب بن أرتّ و تعذیب وى در روایات و در كتابهاى تراجم أحوال و رجال، معروف و مشهور است.

  •  یك روز عُمر به او گفت: مى‌خواهم پشتت را ببینم كه این كفّار قریش با تو چه كردند؟! وقتى او برهنه شد و پشتش را به عمر نشان داد، عمر وحشت كرد. مى‌گویند: تمام پشت این مرد عیناً مانند یك خیك خشك شده ترك خورده در آمده بود؛ و پسر او عبد الله را كه از شیعیان أمیر المؤمنین علیه السّلام و در راه او بود به عنوان اینكه چرا علیه أمیرالمؤمنین علیه السّلام إقدام نمى‌كنى و حكم او را قبول كردى كشتند، و شكم زنش را هم دریدند و بچّه‌اش را بیرون آوردند.

  •  أمیر المؤمنین علیه السّلام دیگر صبر را جائز ندانست و به جنگ با آنان شتافت؛ عدّه آنها هشت هزار نفر بود. ابتدا حضرت خطبه مفصّلى خواندند؛ و در أثر همین خطبه ٤ هزار نفر از آنان برگشتند و ٤ هزار نفر بر مرام خود إصرار ورزیدند. و از جمله أفرادى كه در مقابل أمیر المؤمنین علیه السّلام قرار گرفت ابن كَوّآء بود با ده نفر. أمیر المؤمنین علیه السّلام او را خواستند، ابن كوّآء جلو آمد با همان ده نفرى كه از طرفداران و هواخواهانش بودند، و حضرت با او سخن گفتند و استدلال كردند. ابن كوّآء دست از جنگ برداشت و آن ده نفر هم دست از جنگ برداشتند؛ إتمام حجّت شد. حضرت با آن ٤ هزار نفر دیگر