اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

230
  • نَمْنَعُکمْ الْفْى‌ءَ مَادَامَتْ أَیدِیکمْ مَعَنَا1.

  •  «حضرت در جواب آن قائل فرمود: این كلام حقّى است كه إراده باطل از آن شده است. براى شما بر عهده ما سه چیز است: یكى اینكه: شما را از مساجد خدا منع نكنیم؛ چون مساجد را خداوند قرار داده است تا ذكر خدا در این مساجد بشود و شما ممنوع از ورود در مساجد و ذكر و نماز نیستید. دوّم: ما ابتدا به جنگ با شما نمى‌كنیم. و سوّم اینكه: تا هنگامى كه دستهاى شما با ماست و در تحت حكومت ما هستید و علیه ما قیامى ندارید، ما از فَى‌ء و بیت المال و غنائمى كه باید بشما داده شود شما را منع نمى‌كنیم.»

  •  با اینكه خوارج حكم به كفر حضرت كه خلیفه المسلمین و والى و حاكم المسلمین است دادند، و با اینكه تمام أعمال و أفعال حضرت كه به عنوان حكومت مسلمین انجام مى‌دهد را قبول ندارند، ولى حضرت در مقابل این إنكار عكس العمل فعلى، از ضرب و شتم و حبس و قتل و أمثال اینها را بر آنها روا نداشت و آنها را در كارشان آزاد گذاشت.

  •  خوارج مجموعاً دوازده هزار نفر بودند كه بر حضرت خروج كردند. حضرت، عبد الله بن عبّاس را فرستاد و با آنها مباحثه و محاجّه كرد؛ و از روى كتاب و سنّت بر آنها إثبات كرد كه كلام أمیر المؤمنین علیه السّلام حقّ است و كارش حقّ است؛ و بر آنها ثابت شد كه راهشان باطل است. در اینحال چهار هزار نفر از آنها توبه كردند و برگشتند. حضرت به آنها پیغام داد: شما آزادید، هر جائى مى‌خواهید بروید، بشرط اینكه خونى را نریزید و راهى را مسدود نكنید، و بر مسلمانى تعدّى و تجاوز نكنید؛ و اگر چنین كردید با شما جنگ خواهم نمود.

  • نبرد با خوارج در شرائط تعدّى و خونریزى آنان تحقّق یافت‌

  •  عبد الله بن شدّاد مى‌گوید: قسم بخدا أمیر المؤمنین علیه السّلام دست به جنگ نزد مگر اینكه آنها خونها ریختند و شورشها كردند و تعدّى‌ها نمودند و

    1. «الاحکام السّلطانيّة» فرّاء، ص ٥٤