اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

217
  • بیشتر بنماید؛ و أفرادى كه نیازمند نیستند و كَلِّ بر جامعه هستند را باید تأدیب نماید و جاسوسهاى سرّى بر آنها بگمارد كه دیگر تكدّى نكنند؛ و اگر تكرار شد آنها را بگیرد و تعزیر كند و تعزیر را در وقتى كه تكدّى تكرار شد، تكرار نماید. باید كارهاى مناسب براى آنها قرار دهد تا دست از این كارها بردارند. این بر عهده حاكم است. یعنى أعراض و آبروى مردم، از زن و مرد باید محفوظ باشد.

  •  بسیار این مسأله، مسأله مهمّى است؛ و در خیلى از مواقع، إنسان أفرادى را مشاهده مى‌كند كه تكدّى مى‌كنند و آبروى خود را از بین مى‌برند و هیچ إبائى هم ندارند؛ و أفرادى را هم إنسان مى‌بیند كه در نهایت عفّت و حیا از دنیا مى‌روند و پول ندارند به طبیب مراجعه كنند. این یكى از وظائف مهمّ حاكم است كه به أعراض مردم رسیدگى كند.

  • روایت وارده از أمیر المؤمنین علیه السّلام در لزوم رسیدگى والى به رعیت قبل از بروز فقر

  •  مرحوم شیخ حرّ عاملى روایتى از أمیر المؤمنین علیه السّلام نقل مى‌كند، راجع به فرستادن پنج‌وَسْق‌1 خرما براى كسیكه از آن حضرت تقاضاى كمك ننموده بود. و أصل این روایت از حضرت صادق علیه السّلام است كه:

  •  إنَّ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلَامُ بَعَثَ إلَى رَجُلٍ بِخَمْسَةِ أَوْسَاقٍ مِنْ تَمْرِ الْبُغَیبِغَة ـ وَ فِى نُسْخَةٍ أُخْرَى: الْبَقِیعَةِ ـ وَ کانَ الرَّجُلُ مِمَّنْ یرْجُو نَوَافِلَهُ وَ یؤَمِّلُ نَآئِلَهُ وَ رَفْدَهُ؛ وَ کانَ لَا یسْأَلُ عَلِیا عَلَیهِ السَّلَامُ وَ لَا غَیرَهُ شَیئًا.

  •  «أمیر المؤمنین علیه السّلام براى مردى پنج وسق از تمر بُغَیبِغَه یا از تمر بَقیعَه فرستادند (پنج وسق یعنى پنج بار شتر؛ اگر هر بارى شصت من باشد، سه خروار خرما مى‌شود) نه رطب، بلكه خرماى بغیبغه كه خرماى مرغوب بوده‌

    1. وَسْق که به فتح واو، و بعضى به کسر (وِسق) خوانده‌اند عبارت است از: شصت من. و بعضى حِمْلُ بَعِير (يک بار شتر) را وسق مى‌گويند. حجازيّين، سيصد و بيست رطل را وسق مى‌گويند؛ و عراقيّين، چهارصد و هشتاد رطل را وسق مى‌گويند؛ و هر رطلى دوازده وقيه است. بطور إجمال اين معانى متقاربند، و يک وسق يعنى يک بار شتر يا حدّأقلّ شصت من بار.