اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

211
  • ثُمَّ قَالَ: وَ کلَّ رِبًا کانَ فِى الْجَاهِلِیةِ مَوْضُوعٌ تَحْتَ قَدَمِى؛ وَ أَوَّلُ رِبًا أَضَعُهُ رِبَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَلِّبِ. أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟! قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ: اللَهُمَّ اشْهَدْ!1

  •  «پس از آن فرمود: تمام رباهائى را كه از جاهلیت باقى مانده است ساقط نمودم و همه را از بین برده و از اعتبار انداختم، و در زیر گام خود نهادم. و أوّل ربائى را كه از اعتبار ساقط كردم، رباهاى عبّاس بن عبد المطلّب عموى من است كه نزدیكترین فرد به خود من است.

  •  آیا من إبلاغ كردم و حكم را رساندم؟! گفتند: آرى یا رسول الله! رسول خدا عرض كرد: پروردگارا شاهد باش!»

  •  در اینجا همچنین مى‌بینیم پیغمبر أكرم صلّى الله علیه و آله به همان قسمى كه در عرفات خطبه خواندند، و به همان گونه‌اى كه استشهاد كردند، در این خطبه هم خون مسلمان و مال مسلمان را محترم مى‌شمارند. خون غیر مسلمان احترام ندارد؛ مال غیر مسلمان احترام ندارد مگر اینكه در تعهّد إسلام در آیند.

  •  مشركینى كه بواسطه معاهده در تعهّد إسلام در آیند خون و مالشان ارزش دارد و محفوظ است؛ چون عنوان معاهده، مسلمانان را در حفظ خون كفّار متعهّد مى‌كند؛ و بر أساس آن پیمان، هر مشركى كه در ذمّه إسلام است خونش و مالش محترم است. و أمّا از این گذشته، غیر مسلمانِ غیر مُعاهد هیچ احترام و ارزشى ندارند.

  •  ارزش أفراد بشر در نزد پروردگار به إیمان و إسلام است. كسى كه إیمان به پروردگار و إسلام ندارد مثل بهائم است. اگر جسدش در بیابان هم بیفتد واجب نیست إنسان آن را دفن كند؛ همانجا مى‌ماند تا اینكه در سوزش آفتاب گداخته شود، یا حیوانات او را از بین ببرند؛ مثل حیوانى كه مرده باشد.

    1. «إمام شناسى» ج ٦، ص ١٣٩؛ بنقل از «تاريخ يعقوبى» طبع بيروت، ج ٢، ص، ٢٠٩