اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

210
  • فُضِّلَ عَرَبِىٌّ عَلَى عَجَمِىٍّ وَ لَا عَجَمِىٌّ عَلَى عَرَبِىٍّ إلَّا بِتَقْوَى اللَهِ! أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ!؟ قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ: اللَهُمَّ اشْهَد!

  •  «سپس فرمود: مردم در إسلام از هر جهت مساوى هستند، چون مسلمانند. تمام أفراد همچون پیمانه پُر ـ بدون تفاوت ـ از آدم و حوّاء مى‌باشند. هیچیك از مردان عرب بر عجم فضیلتى ندارد؛ و هیچیك از مردان عجم بر عرب فضیلتى ندارد مگر به پرهیزگارى و تقواى خداوند.

  •  آیا من إبلاغ كردم؟ گفتند: آرى! فرمود: خدایا شاهد باش»!

  • هدر دادن خونهاى جاهلى و رباهاى مأخوذه در زمان جاهلیت‌

  •  ثُمَّ قَالَ: کلُّ دَمٍ کانَ فِى الْجَاهِلِیةِ، مَوْضُوعٌ تَحْتَ قَدَمِى. وَ أَوَّلُ دَمٍ أَضَعُهُ، دَمُ ءَادَمَ بْنِ رَبِیعَةَ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ؛ وَ کانَ ءَادَمُ بْنُ رَبِیعَةَ مُسْتَرْضِعًا فِى هُذَیلٍ، فَقَتَلَهُ بَنُو سَعْدِ بْنِ بَکرٍ؛ وَ قِیلَ: فِى بَنِى لَیثٍ فَقَتَلَهُ هُذَیلٌ. أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟! قَالُوا: نَعَمْ! قَالَ: اللَهُمَّ اشْهَدْ!

  •  «سپس فرمود: تمام خونهایى را كه در جاهلیت ریخته شده است در زیر قدم خود گذاشتم؛ هیچیك از آن خونها قصاص ندارد! و أوّلین خونى را كه از اعتبار و ارزش ساقط كردم، خون آدم بن ربیعه، پسر حارث بن عبد المطلّب است، كه نوه عموى خود من است. آدم بن ربیعه از طائفه هذیل یك زن مُرضِعه (شیرده) میخواست، طائفه سعد بن بكر او را كشتند. و بعضى گفته‌اند: از بنى لَیث زن شیرده مى‌خواست، هذیل او را كشتند.

  •  آیا من إبلاغ كردم؟ گفتند: بلى! فرمود: خدایا شاهد باش!»

  •  على كُلّ تقدیر، چون این نوه عموى من وقتى كشته شده است كه مشرك بوده و هنوز خونخواهى از او نشده است، از این پس أولیاء او كه صاحب خون هستند حقّ قصاص از آن أفرادى كه او را كشتند و اكنون إسلام آورده‌اند را ندارند؛ خون او در شرك ریخته شده است، و اكنون قاتلین او مسلمانند. شخصى كه مشرك باشد خونش هدر است، و نمى‌توان از مسلمان در برابر خون مشرك دیه گرفت؛ و دیه ساقط است‌