اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

208
  • از عرفات به سوى منى رهسپار شدند، فضل بن عبّاس را پشت سر و ردیف خود نشاندند و چون به وادى‌مُحَسِّر رسیدند، ناقه خود را كمى به جنبش در آوردند و از راهى كه به‌جمره عقبه منتهى مى‌شد راندند تا بدانجا رسیدند. بعد از رمى جمره عقبه، پیغمبر در میان جمرات، بر روى ناقه یا بَغْلة شهبائى سوار بودند، و اینجا نیز خطبه مفصّلى إنشاء كردند؛ و آن خطبه معروف و مشهور رسول خداست كه با این عبارت شروع میشود:

  • نَضَّرَ اللَهُ وَجْهَ عَبْدٍ سَمِعَ مَقَالَتِى فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا ثُمَّ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یسْمَعْهَا؛ فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیرِ فَقِیهٍ، وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ. ثَلاثٌ لَا یغِلُّ عَلَیهِنَّ قَلْبُ امْرِىً مُسْلِمٍ: إخْلا صُ الْعَمَلِ لِلَّهِ، وَ النَّصِیحَةُ لِائِمَّةِ الْحَقِّ، و اللُزُومُ لِجَمَاعَةِ الْمُؤْمِنِینَ؛ فَإنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِیطَةٌ مِنْ وَرَآئِهِم. «خداوند نیكو و خرّم گرداند چهره بنده‌اى را كه گفتار مرا بشنود و آنرا حفظ كند و به خاطر بسپارد، و سپس آن را به كسى كه نشنیده است برساند. زیرا چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشى كه خود آنها فقیه و دانشمند نیستند؛ و چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشى كه آن فقه و دانش را به سوى فقیه‌تر و دانشمندتر از خود مى‌برند.

  •  سه چیز هست كه هیچوقت دل مرد مسلمان از ارتكاب آنها حقد و غشّ و خیانت و سنگینى پیدا نمى‌كند: خالص گردانیدن عمل از براى خدا، و نصیحت كردن به زمامداران و حاكمان حقّ، و ملازمت با جماعت مؤمنان؛ زیرا كه دعوت مؤمنان مختصّ آنها نیست و از پشت سر ایشان نیز مردم را إحاطه كرده است.»

  •  سپس مى‌فرماید:

  •  لَعَلَّکمْ لَا تَلْقَوْنَنِى عَلَى مِثْلِ حَالِى هَذِهِ وَ عَلَیکمْ هَذَا! هَلْ تَدْرُونَ أَىُّ بَلَدٍ هَذَا؟ وَ هَلْ تَدْرُونَ أَىُّ شَهْرٍ هَذَا؟ وَ هَلْ تَدْرُونَ أَىُّ یوْمٍ هَذَا!؟

  •  فَقَالَ النَّاسُ: نَعَمْ! هَذَا الْبَلَدُ الْحَرَامُ، وَ الشَّهْرُ الْحَرَامُ، وَ الْیوْمُ الْحَرَامُ.