اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

122
  • تبعات و عقاب پروردگار بیرون آمده‌ام.

  •  و از جمله مطالبى كه فرمود این بود كه: هر كس و لو اینكه در نزد حقّ سبحانه و تعالى منزلتش عظیم و مقامش رفیع باشد، اینطور نیست كه بى نیاز گردد از معاونینى كه در راه خدا او را كمك كنند؛ كما اینكه فقیرترین و حقیرترین أفراد نیز از این حیطه خارج نیستند، و آنها هم سهمیه‌اى را از إعانت و كمك دارند.

  •  یعنى تمام چرخ ولایت كه بر أساس والى و مولَّى علیهم مى‌باشد، یك چرخ واحد و یك دستگاه واحد است كه همه با یكدیگر مربوط و منوط هستند؛ و هر كدام از این أجزاء و أعضاء و پیچ ها و مهره‌ها و روابط، براى نگهدارى و حفظ آن أمر وُحْدانى كه منظور از این دستگاه است مى‌باشد؛ و اگر هر یك از این أجزاء از آن وظیفه خود تخطّى كند، نه تنها خود را ضایع كرده است، بلكه مجتمع را خراب كرده و دستگاه را فاسد نموده است.

  • گفتار زید بن علىّ نزد هشام به مثابهِ گفتار جدّش أمیر المؤمنین علیه السّلام است‌

  •  نظیر این گفتار حضرت‌ (وَ لَیسَ امْرُؤٌ وَ إنْ عَظُمَتْ فِى الْحَقِّ مَنْزِلَتُهُ) را ابن أبى الحدید در شرح این خطبه، از زید بن علىّ بن الحسین علیه السّلام آورده است كه به هشام بن عبد الملك مى‌گوید: إنَّهُ لَیسَ أحَدٌ وَ إنْ عَظُمَتْ مَنْزِلَتُهُ، بِفَوْقِ أنْ یذَکرَ بِاللَهِ وَ یحَذَّرَ مِنْ سَطْوَتِهِ؛ وَ لَیسَ أحَدٌ وَ إنْ صَغُرَ، بِدونِ أنْ یذَکرَ بِاللَهِ وَ یخَوِّفَ مِنْ نِقْمَتِهِ.1

  •  «هیچ كس نیست، گرچه منزلتش در نزد پروردگارش رفیع باشد، بالاتر از اینكه نیازى به یاد آورى و تذكار نداشته، و بى نیاز از تحذیر از سطوت خدا باشد؛ و هیچكس نیست و لو اینكه درجه و منزلتش صغیر باشد، پائین‌تر از اینكه قابلیت تذكّر دادن را داشته باشد و خداوند به او حقّ تذكار بدهد؛ به او

    1. «شرح نهج البلاغة» ابن أبى الحديد، بيست جلدى، ج ١١، ص ٩٣، در ضمن شرح خطبه ٢١٤ (و به شماره ابن أبى الحديد ٢٠٩) که خطبه حقّ والى بر رعيّت و حقّ رعيّت بر والى است.