اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

0
فقه واصول
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «برخی دیگر از شرایط ولی‌فقیه» و «ویژگی‌های حکومتِ ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • وجوب جهاد، تحت ولایت فقیه از خودگذشته و به خدا پیوسته  • بطلان گفتار کسانی که اقدام به اصلاح جامعه را موجب تأخیر در ظهور می‌دانند  • بحثی پیرامون قیام‌های افرادی که از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام نبوده‌اند  • در روایات نیز متشابهات به محکمات بر‌می‌گردد  • ضرورت مطالعۀ پیوستۀ نامۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام، توسط حاکم شرع  • ضرورت تسریع در رفع حوائج مردم، توسط حاکم شرع  • ضرورت یاد معاد، توسط حاکم شرع جهت رام‌کردن نفس  • حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی  • بزرگترین آفتِ والی، خویشتن‌نگری است  • اوامر والی در صورت معصیت و علم به خلاف، حجّت نیست  • حکم حاکم،‌ طریق برای حق است و موضوعیت ندارد  • شیعه حاکم را در حکم خود جایزالخطا می‌داند  • تعزیر و شکنجه برای اقرار متّهم ممنوع؛ و اقرار پس از تعذیب سندیّت ندارد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4

113
  • نخواهد بود؛ هر كه و هر چه باشد كوچك است.»

  • وَ إنَّ أَحَقَّ مَنْ کانَ کذَلِک لَمَنْ عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَهِ عَلَیهِ، وَ لَطُفَ إحْسَانُهُ إلَیهِ؛ فَإنَّهُ لَمْ تَعْظُمْ نِعْمَةُ اللَهِ عَلَى أَحَدٍ إلَّا ازْدَادَ حَقُّ اللَهِ عَلَیهِ عِظَمًا. «و أحقّ آن كسانى كه اینطورند (یعنى حقیق‌ترین و لائق‌ترین كسى كه سزاوار است جلال پروردگار در قلب او عظیم بیاید، و ما سواى او حقیر و صغیر جلوه كند) آن كس است كه نعمت خدا بر او زیاد باشد. اگر نعمت و إحسان و لطف خدا بر او زیاد شده است، آن فرد أحقّ أفرادى است كه باید این معنى را رعایت كند. زیرا نعمت خدا بر أحدى زیاد نمى‌شود مگر اینكه حقّ خدا بر او عظیم مى‌شود. خدا به هر كس نعمت بیشترى بدهد بر او بیشتر حقّ دارد. حال كه نعمت معرفت داده و عظمت و جلال خود را در قلب او متوطّن كرده است، موجب مى‌شود كه إنسان او را عظیم و ما سواى او را صغیر ببیند؛ و در مقابل وجود او هیچ موجودى را موجود نبیند و هیچ شأنى از شؤون را در مقابل پروردگار ذى شأن و ذى قیمت ننگرد».

  • زشت‌ترین حالات والیان، محبّت فخر و تمجید نزد مردم است‌

  •  دوّم: وَ إنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاةِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ أَنْ یظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ، وَ یوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکبْرِ. وَ قَدْ کرِهْتُ أَنْ یکونَ جَالَ فِى ظَنِّکمْ أَنِّى أُحِبُّ الإطْرَآءَ وَ اسْتِمَاعَ الثَّنَآء؛ وَ لَسْتُ بِحَمْدِ اللهِ کذَلِک. وَ لَوْ کنْتُ أُحِبُّ أَنْ یقَالَ ذَلِک لَتَرَکتُهُ انْحِطَاطًا لِلَّهِ سُبْحَانَهُ عَنْ تَنَاوُلِ مَا هُوَ أَحَقُّ بِهِ مِنَ الْعَظَمَةِ وَ الْکبْرِیآء.

  •  «سخیف‌ترین و پست‌ترین حالات والیان در نزد مردم این است كه مردم صالح به آنها گمان ببرند كه این والیان حبّ فخر دارند؛ دوست دارند كه بر مردم افتخار كنند و أمر خودشان را بر أساس كبر قرار بدهند. (این بسیار زشت است، أمّا نه در نزد عامّه مردم؛ عامّه مردم چه بسا حبّ فخر و كبر را براى والیان أمر ممدوحى بشمارند؛ بلكه زشت است عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ. مردمان صالح حبّ فخر را براى والیان سخیف مى‌دانند. بلكه از أسخف حال ولات مى‌دانند كه‌