
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3
جلد سوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «شرائط ظاهری و باطنی ولیفقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • لزوم اَعلَمیتِ مُفتی به کتاب خدا و سنّت رسول خدا و ائمه علیهمالسلام • تحقیقی پیرامون هویّت کتاب «مصباحالشریعه» • در فتوی، علاوه بر اجتهاد در علوم ظاهریه، صفای قلب لازم است • وحدت وجود از راقیترین اسرار آلمحمد علیهمالسلام • بیان احکام از جانب ائمه علیهمالسلام بر اساس ولایت کلیه و احاطۀ نفسانیه بوده است • از شرائط ولایت فقیه «هجرت به دارالإسلام» و «ذکوریت» • حُرمت سکونت و اقامت در بلاد کفر • عدم جواز دخول زنان در مجلس شوریٰ • تعیین ولیّ فقیه به نظر اهل حلّ و عقد است؛ نه اکثریت مردم • اکثریت مردم تابعِ منطق احساساند؛ نه منطق عقل • تفکیک قوای ثلاثه، مبدأش از ارسطو است • در حقوق، عدالت مطلوب است نه تساوی • هیچ مکتبی مانند اسلام حفظ حقوق اقلیّتها را ننموده است • جهاد در هر زمان واجب کفائی است، و باید زیر نظر ولایت فقیه باشد
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3
234و تهاجم قرار دادهاند (در مقابل ظلمى كه به آنها شده) إذن داده شده است كه آنها هم دست به شمشیر برده، با مهاجمین كارزار كنند و از حقّ خود دفاع نمایند
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا، یعنى به سبب أنَّهُمْ صاروا مَظْلومینَ مَقْهورینَ؛ باید دست به قبضه شمشیر برده و از حقّ خویش دفاع نمایند؛ و بایستى در مقابل كسانى كه خوّان و كفورند و نسبت به إسلام بى اعتنا مىباشند، و به جنگ با مؤمنین برخاسته و آنان را مورد هتك و تجاوز قرار دادهاند، بایستند و با آنها مقابله به مثل نمایند. و نیز واجب و لازم است بر أساس تشكیل حكومت و استقرار ولایت، محورى براى خود تشكیل داده و بر آن أساس، حملات دفاعى و تهاجمى داشته باشند. و حقّاً هم خداوند بر یارى كردن اینان قدیر و تواناست.
اینها گرچه أفرادى قلیل و اندك هستند، به حدّى كه به اندك زمانى تمامى آنها به شمارش در مىآیند، ولیكن چون بر حقّند و نیت و إراده ایشان بر ثبات و واقعیت تعلّق گرفته است، خداوند هم همان إراده و نیت را رشد داده و تقویت مىكند و آنان را به پیروزى مىرساند؛ و او بر یارى كردن آنها تواناست.
پس این عدّه به مقتضاى إذن پروردگار باید بروند و از حقّ خود دفاع كنند. زیرا اینها أفرادى هستند كه دشمنان، آنانرا از خانه و آشیانه و شهر و دیار خود، و از مكّه بدون هیچ جرمى و بدون هیچ حقّى خارج كردند. تنها جرم آنها این بود كه مىگفتند: رَبُّنَا اللَّهُ. و بمناسبت اینكه خود را از عبادت آلهه متعدّده، و از إطاعت أرباب دنیا و شرك به پروردگار، و از إطاعت بزرگان سركش و متمرّد بیرون آورده، و به إطاعت و عبودیت حضرت پروردگار إقرار كردند، مورد ظلم و قهر دشمنان واقع شدند. و این بزرگترین جرم آنها بود كه آنها را از خانه و كاشانه خود بیرون رانده و مجبور به هجرت در بیابانها كرده است تا اینكه آنان بنحو أقلّیت به مدینه كوچ نمودند.
