اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3

0
فقه واصول
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «شرائط ظاهری و باطنی ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • لزوم اَعلَمیتِ مُفتی به کتاب خدا و سنّت رسول خدا و ائمه‌ علیهم‌السلام  • تحقیقی پیرامون هویّت کتاب «مصباح‌الشریعه»  • در فتوی، علاوه بر اجتهاد در علوم ظاهریه، صفای قلب لازم است  • وحدت وجود از راقی‌ترین اسرار آل‌محمد علیهم‌السلام   • بیان احکام از جانب ائمه‌ علیهم‌السلام بر اساس ولایت کلیه و احاطۀ نفسانیه بوده است  • از شرائط ولایت فقیه «هجرت به دارالإسلام» و «ذکوریت»  • حُرمت سکونت و اقامت در بلاد کفر  • عدم جواز دخول زنان در مجلس شوریٰ  • تعیین ولیّ فقیه به نظر اهل حلّ و عقد است؛ نه اکثریت مردم  • اکثریت مردم تابعِ منطق احساس‌اند؛ نه منطق عقل  • تفکیک قوای ثلاثه،‌ مبدأش از ارسطو است   • در حقوق، عدالت مطلوب است نه تساوی  • هیچ مکتبی مانند اسلام حفظ حقوق اقلیّت‌ها را ننموده است  • جهاد در هر زمان واجب کفائی است، و باید زیر نظر ولایت فقیه باشد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3

137
  •  در زمان رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم چه بسا مردى بود كه همیشه به سوى آن حضرت هجرت داشت؛ و همه متعلّقات و أموال و خانه و كاشانه و سائر اعتبارات و شؤونات و نیز أقوام و خویشاوندان خود را كه مشرك بودند رها نموده و پاك و پاكیزه بدون هیچ آلایشى بسوى آنحضرت مهاجرت مینمود. لا یرْجِعُ فى شَىْ‌ءٍ مِنْهُ وَ ینْقَطِعُ بِنَفْسِهِ إلَى مُهاجَرِهِ.

  • وَ کانَ النَّبىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ (وَ ءَالِهِ) وَ سَلَّمَ یکرَهُ أنْ یموتَ الرَّجُلُ بِالارْضِ الَّتى هاجَرَ مِنْها. «و براى پیامبر هیچ خوش آیند نبود: كسى كه به سوى پیغمبر هجرت نموده است، دو مرتبه به مَوطِن أصلى خود باز گردد و مرگش در آنجا اتّفاق بیفتد.»

  • فَمِنْ ثَمَّ قالَ: «لَکنَّ الْبَآئِسَ سَعْدُ بْنُ خَوْلَةَ» یرْثى لَهُ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ (وَ ءَالِهِ) وَ سَلَّمَ أنْ ماتَ بِمَکة. «و از همین جهت پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم براى سعد بن خَوْلَه كه به مدینه هجرت كرده بود و سپس به مكّه مراجعت نمود و در مكّه از دنیا رفت، متأثّر بودند و درباره او گفتند: این شخص، شخص بائس و بدبخت و بیچاره‌اى است؛ زیرا بعد از اینكه به مدینه آمد، بجانب مكّه بازگشت و در آنجا كه دار الشّرك بود از دنیا رفت!»

  •  پس موضوع زمین و خاك أهمّیت زیادى دارد؛ تا جائیكه حضرت او را بائس خواندند. «بائس» یعنى كسى كه بَأس و شدّت و گرفتارى، و خلاصه شقاوت دامنگیر او شده است. بدبخت و شقاوتمند، آن سعد بن خوله است كه به مدینه هجرت كرد و بعد به مكّه بازگشت!

  •  وَ قالَ حینَ قَدِمَ مَكَّةَ: «اللَهُمَّ لَا تَجْعَلْ مَنَایانَا بِهَا». «وقتى حضرت داخل مكّه شدند (نه بعد از سنه فتح، بلكه براى عمره یا براى حجّ، بعد از قضیه حُدَیبیه) در دعاى خود به پروردگار عرضه داشتند: خدایا مرگ ما را در این زمین قرار مده! چون دار الشّرك است.» فَلَمّا فُتِحَتْ مَکةُ صارَتْ دارَ الإسْلامِ کالْمَدینَةِ، وَ انْقَطَعَتِ الْهِجْرَة. «أمّا