اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3

0
فقه واصول
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «شرائط ظاهری و باطنی ولی‌فقیه» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • لزوم اَعلَمیتِ مُفتی به کتاب خدا و سنّت رسول خدا و ائمه‌ علیهم‌السلام  • تحقیقی پیرامون هویّت کتاب «مصباح‌الشریعه»  • در فتوی، علاوه بر اجتهاد در علوم ظاهریه، صفای قلب لازم است  • وحدت وجود از راقی‌ترین اسرار آل‌محمد علیهم‌السلام   • بیان احکام از جانب ائمه‌ علیهم‌السلام بر اساس ولایت کلیه و احاطۀ نفسانیه بوده است  • از شرائط ولایت فقیه «هجرت به دارالإسلام» و «ذکوریت»  • حُرمت سکونت و اقامت در بلاد کفر  • عدم جواز دخول زنان در مجلس شوریٰ  • تعیین ولیّ فقیه به نظر اهل حلّ و عقد است؛ نه اکثریت مردم  • اکثریت مردم تابعِ منطق احساس‌اند؛ نه منطق عقل  • تفکیک قوای ثلاثه،‌ مبدأش از ارسطو است   • در حقوق، عدالت مطلوب است نه تساوی  • هیچ مکتبی مانند اسلام حفظ حقوق اقلیّت‌ها را ننموده است  • جهاد در هر زمان واجب کفائی است، و باید زیر نظر ولایت فقیه باشد

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3

136
  • وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيّئَاتِ حَتَّى‌ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنّى تُبْتُ الْئَنَ.1

  •  آن كسى كه مرگ را به چشم معاینه كرده، مى‌بیند كه از دنیا بسوى عالم آخرت حركت كرده است و كار او یكسره شده، دیگر توبه‌اش قبول نیست. زیرا توبه در آن وقتى است كه راه گرایش به دو طرفِ حقّ و باطل براى إنسان باز است، و إنسان میتواند یكطرف را اختیار كند. أمّا هنگامیكه نَفَس إنسان بند آمده و كار او یكسره شده، هر چه هم توبه كند دیگر فائده‌اى ندارد.

  •  علیهذا این حدیث میفرماید: تا هنگامى كه إنسان حواسّ و اختیار دارد، هجرت هم دارد. و هیچ موقع هجرت منقطع نمیشود، مگر اینكه مرگ إنسان برسد!

  •  بارى، ابن أثیر سپس مى‌گوید:

  • الْهِجْرَةُ فى الاصْلِ الاسْمُ مِنَ الْهَجْرِ ضِدِّ الْوَصْل. وَ قَدْ هَجَرَهُ هَجْرًا وَ هِجْرانًا. «هجرت در أصل اسم است از «هَجْر» ضدّ «وَصْل». وَ قَدْ هَجَرَهُ هَجْرًا وَ هِجْرانًا، یعنى دورى كرد و جدا شد.»

  • ثُمَّ غَلَبَ عَلَى الْخُروجِ مِنْ أرْضٍ إلَى أرْضٍ، وَ تَرْک الاولَى لِلثّانیة. یقالُ مِنْهُ: هاجَرَ مُهاجَرَةً. «هجرت در أصل به معنى دورى بوده است، بعد غلبه پیدا كرده بر دورى خاصّى كه عبارت باشد از انتقال از زمینى به سوى زمین دیگرى. (ترك زمینى و إقامت در زمین دیگر). و به این (دورى) هاجَرَ، یهاجِرُ، مُهَاجَرَةً گفته میشود.»

  •  بعد میگوید: وَ الْهِجْرَةُ هِجْرَتانِ. هجرت بر دو قسم است:

  •  أوّل هجرتى است كه خداوند بر آن در قرآن وعده بهشت داده است: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ.2

    1. صدر آيه ١٨، از سوره ٤: النّسآء
    2. صدر آيه ١١١، از سوره ٩: التّوبة