
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2
جلد دوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «ادلۀ ولایت فقیه و سعۀ دلالت آنها» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • در ولایت فقیه باید علم ظاهر و علم باطن با هم جمع باشد • بحثی دربارۀ مطلق و مقیّد و کیفیت أخذ به اطلاق • شناخت علمای سوء از راه ادراک وجدانی و فقه قلبی • حرمت تقلید در صورت مشاهدۀ فسق ظاهر از مرجع تقلید • بهترینِ خلق خدا بعد از انبیاء، علماء هستند در صورتی که صالح باشند • برای مرجعیت، ملکهای بالاتر از عدالت لازم است • بحثی در عدم صحتِ استصحاب عدالت فقیه، وقتی به مرجعیت میرسد • رجوع جاهل به عالم از جهت فطرت، عقل و شرع • هنگام دسترسی به اعلم، رجوع به عالم، خلاف است • دلیل قطعیِ عقلی بر لزوم تشکیل حکومت • میزان اعلمیت فقیه، اعلمیت به کتابالله است • هر خبری که خلاف علم باشد، قبل از رجوع به سندش مردود است • برخی دیگر از روایات دالّه بر ولایت فقیه • بحث پیرامون «تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیهالسلام»
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2
247غیر از قرآن پیدا كرده باشد، قرآن را ترك نكند. آگاه باشید! آن علمى كه در آن تفهّم نباشد خیر ندارد؛ آگاه باشید! آن قرائتى كه در آن تدبّر نباشد خیرى در آن نیست؛ آگاه باشید! آن عبادتى كه در آن تفكّر نباشد خیرى در آن عبادت نیست.»
این روایت خیلى مطالب را به إنسان مىفهماند؛ و حضرت، فقیه حقیقى را در كسى منحصر مىكند كه چهار صفت در او باشد. أوّل: مردم را از رحمت خدا ناامید نكند. دوّم: آنها را از عذاب خدا إیمن نگرداند. سوّم: معاصى خدا را بر آنها حلال نكند. چهارم: از قرآن به سوى كتاب دیگرى إعراض نكند.
مقصود از: مَنْ لَمْ یقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَة اللَهِ، وَ لَمْ یؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَه، كسى است كه مردم را بین خوف و رجاء نگهدارد؛ زیرا اگر زیاد به طرف خوف یا به طرف رجاء متوجّه باشد، طبعاً مردم هم به دنبال او، یا خوفشان غلبه پیدا مىكند یا رجائشان. و آن كسى كه به كمال مىرسد، بایستى هم حال خوف و رجاء خودش مساوى باشد، و هم مردم را بر همان أساس حركت بدهد.
یعنى خلاصه باید كسى باشد كه زمام نفس مردم در دست او باشد؛ إحاطه و سیطره بر نفوس داشته باشد؛ بتواند مردم را تربیت نفسانى كند و بین خوف و رجاء نگهدارد؛ نه آنقدر رجاء زیاد بدهد كه آنها دست به معصیت بزنند و با آن شدّت رجاء كه البتّه كاذب است خود را به هلاكت بیفكنند، و نه آنها را از عذاب خدا آنقدر بترساند كه شدّت خوف و خشیت، آنها را به بیابان و كوهها فرارى بدهد و از اجتماع دور كند، تا خدا را یك موجود عجیب و غریب و دور از عالم اجتماع ببینند؛ مثل كسى كه پیوسته در انتظار شكار گنجشكى است، پروردگار هم همین طور، مردم را بگیرد و به جهنّم بیندازد!
عمل إنسان (عمل خیر و شرّ، هر دو) مال نفس إنسان است، و این نفس باید در بین این دو صفت به مقام تكامل خود برسد تا اینكه از همه رذائل پاك شود، و به صفات جمال متجلّى شده و در حرم پروردگار واقع شود.
