اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «ادلۀ ولایت فقیه و سعۀ دلالت آنها» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • در ولایت فقیه باید علم ظاهر و علم باطن با هم جمع باشد  • بحثی دربارۀ مطلق و مقیّد و کیفیت أخذ به اطلاق   • شناخت علمای سوء از راه ادراک وجدانی و فقه قلبی   • حرمت تقلید در صورت مشاهدۀ فسق ظاهر از مرجع تقلید   • بهترینِ خلق خدا بعد از انبیاء، علماء هستند در صورتی که صالح باشند  • برای مرجعیت، ملکه‌ای بالاتر از عدالت لازم است  • بحثی در عدم صحتِ استصحاب عدالت فقیه، وقتی به مرجعیت می‌رسد  • رجوع جاهل به عالم از جهت فطرت، عقل و شرع  • هنگام دسترسی به اعلم، رجوع به عالم، خلاف است  • دلیل قطعیِ عقلی بر لزوم تشکیل حکومت  • میزان اعلمیت فقیه، اعلمیت به کتاب‌الله است  • هر خبری که خلاف علم باشد، قبل از رجوع به سندش مردود است  • برخی دیگر از روایات دالّه بر ولایت فقیه   • بحث پیرامون «تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه‌السلام»

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2

104
  • پیدا نماید. نه مجرّد ملكه‌اى كه بواسطه آن إنسان فقط از حرام در خارج اجتناب كند، گرچه آن درجه از سلامت باطنیه در او محقّق نباشد. و بین این دو مطلبى كه عرض شد بَوْنٌ بَعیدٌ.

  •  عدالت، ملكه اجتناب از محرّم است، و بدون وصول به درجه تقواى قلبى و صفاى باطنى، براى إنسان مجوّز تقلید نیست. آن ملكه‌اى كه حصولش براى مفتى مجوّز تقلید از اوست، آن صفاى باطن و نورانیت قلب است كه بواسطه آن أصلًا توجّه بدنیا ندارد؛ محبّت ریاست ندارد؛ در أثر زیاد شدن شاگردان و كم شدن آنها براى او هیچ تفاوت حاصل نمى‌شود؛ رساله او را چاپ بكنند یا نكنند بهیچ وجه من الوجوه براى او فرقى نمى‌كند؛ و إلّا اگر ذرّه‌اى تفاوت داشته باشد ـ و لو اینكه در ظاهر گناه نمى‌كند، روزه میگیرد، دروغ نمى‌گوید، و از محرّمات اجتناب مى‌كند و ملكه‌اش را هم دارد و تصنّعاً هم این كارها را نمى‌كند ولیكن صفاى ضمیر بطورى نیست كه قلبش بدنیا متوجّه نباشد؛ بلكه بعضى از این كارها را به میل دنیوى انجام مى‌دهد ـ او میل بدنیا دارد.

  •  دنیائى را كه مى‌گوئیم، مقصود اقتصار بر جمع مال یا شهوت نیست، بلكه هر چیزى كه غیر از خداست، دنیاست؛ و أفرادى كه در صراط مرجعیت باشند، و فى الجمله در قلبشان میل ریاست و حبّ ریاست و تدریس و ... باشد، أعمّ از اینكه براى مقدّمات این كار فعّالیت بكنند یا نكنند، نفس این محبّت، محبّت به دنیاست؛ و این مانع از وصول بدرجات عُلیا مى‌شود.

  •  آنوقت كسیكه خودش به درجات عُلیا نرسیده ـ و با وجود این حالات قلبى هم محال است برسد ـ چگونه خداوند زمام امور مردم را بدست او میدهد؟ و او را متحمّل همه بارهاى مردم میكند؟ و این مسأله خیلى مسأله مهمّى است.

  •  مثلًا درباره مرحوم میرزاى بزرگ حاج میرزا محمّد حسن شیرازى أعلى‌