
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
56هم كه نیامده اطاقش تاریك است، آن وقت در اینجا به عوض این كه هر دو جزء هر دو ملازمه را بیان كنیم، در یك طرف یكى را بیان كردیم، و در یك طرف، دیگرى را؛ و از طرفین معادله، یك جزء را حذف كردیم.
یعنى به جاى این كه بگوئیم: آیا زید آمد و اطاقش روشن است، یا نیامد و اطاقش تاریك است؟ مىگوئیم: آیا زید آمد یا اطاقش تاریك است؟ و از این نوع استعمال هم زیاد داریم.
آیه مورد بحث ما نیز از این قبیل است. به علّت اینكه: لَا یهِدِّى (لَا یهْتَدِى) إِلّآ أَن یهْدَى نمىتواند عِدلِ براى أَفَمَن یهْدِى واقع بشود، تا اینكه عدل براى این مُعادله باشد، مگر به تقدیر دو جمله: یكى در طرف إثبات و دیگرى در طرف نفى
أ فَمَنْ یهْدِى إلَى الْحَقِّ وَ یهْتَدِى بِنَفْسِهِ أحَقُّ أنْ یتَّبَعَ، أمَّنْ لَا یهِدِّى إلَى الْحَقِّ وَ لَا یهْتَدِى إلَّا أن یهْدَى بِغَیرِهِ
پس معادله به این صورت در مىآید: أ فَمَن یهْدِى إلَى الْحَقِّ وَ یهْتَدِى بِنَفْسِهِ أحَقُّ أن یتَّبَعَ أمَّن لَّا یهْدِى إلَى الْحَقِّ وَ لَا یهْتَدِى إلَّا أنْ یهْدَى.
«آیا آن كسى كه هدایت به حقّ مىكند و بنفسه هدایت یافته است، سزاوارتر است كه پیروى شود، یا آن كه هدایت نمىكند بسوى حقّ و هدایت نمىیابد مگر اینكه غیر، او را هدایت كند؟»
چون در آن طرفِ معادله أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى است؛ یعنى هدایت نشود مگر به غیر او از مردم، كه او را هدایت كند، یعنى هدایتش غیریه باشد، پس در این طرف معادله یهْتَدِى بِنَفْسِهِ است، یعنى هدایتش ذاتیه باشد؛ بدون تعلیم و تعلّم و هدایتِ أفراد دیگر.
پس آیه مىخواهد بگوید: آن كسى كه هدایت مىكند، باید هدایتش ذاتىّ باشد؛ یهْدَى بِالْغَیر نباشد؛ و یهتَدِى، به تعلّم و مكتب و خواندن و تدریس نباشد؛ بلكه یهْتَدِى بِنَفْسِهِ باشد؛ كه این همان علم حضورىّ است. كسانى كه علم حضورى دارند، اینها بنفسه هدایت یافتهاند به هدایت إلهیه.
بنابراین، ما جمله: أَحَقُّ أَن یتَّبَعَ را مثل شاهین ترازو قرار مىدهیم؛ در
