
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
35و باید دانست كه در قرآن نیز وارد است: وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ1 «ما به آنها چیزهائى هم إضافه عطا مىكنیم.»
و أما چنانچه آن ولایت در محلّ خودش واقع نشد و بدست غیر سپرده شد، كلّیه نفوس با استعدادات مختفیه در آن، همه ضایع و تباه خواهند شد؛ حقّ به صاحبش نمىرسد؛ عیش و زندگى، عیش بهائم و حیوانات خواهد شد، بر مبناى وَهْم و شهوت و غضب؛ هر كس حیات خویش را در موت دیگرى، و صحّت خود را در سُقم و مرض غیر، و غناى خود را در فقر دیگران، و شأن و جاه خود را در پَستى و حقارت و رذالت همنوعان مىپندارد. و بنابراین، مجتمَع بصورت بِركَةُ السِّبَاع و محلّ اجتماع درندگان مُفتَرِس و سگهاى وَحشىّ و بهائم پست در خواهد آمد كه هر كس فقط بر أساس شخصیت طلبى و جلب منفعت خود، پایه زندگى خود را قرار مىدهد؛ و با منتهاى توان، علیه مجتمع قیام خواهد نمود.
و بر همین أساس است كه قرآن مجید ولایت را بر دوش مردانى إلهى قرار داده كه به حقّ متحقّقاند، و هدایت بسوى حقّ مىكنند؛ و قرآن مردم را فقط به تبعیت از این أفراد إلهى دعوت مىكند كه آن أفراد فقط معصومین علیهم السّلام مىباشند، كه از هواى نفس أمّاره بالسّوء خارج شده؛ و از زَلَل و خطاها بیرون آمده؛ از خود بینى و خودخواهى و خودمِحوَرى و شخصیت طلبى ـ و لو در زوایا و نقاط مُختَفى قلب ـ رها شده؛ و به تمام معنى الكلمه پاك و پاكیزه و مطهَّرند.
این أفرادند كه مىتوانند مردم را به همان سرچشمه مَعین آب زندگى و حیات جاودانى حركت بدهند؛ و بدون هیچ آلودگى، مردم را به كمال خودشان برسانند؛ و این مسأله، بسیار بسیار عالى و راقى است!
در قرآن مجید آیهاى به عنوان نبىّ و پیغمبر نداریم كه خداوند آنان را به این عنوان، وَلِىّ بر مردم قرار داده باشد؛ (بخلاف لفظ إمام و خلیفه كه همان
- آيه ٣٥، از سوره ٥٠: ق: لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ.
