
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
27(هم سوگند) و دو نفر عَقید (هم پیمان و هم عهد) موجود است، و نسبتى كه بین حَبیب و مُحِبّ است نیز از این قبیل است، و صِهْر (داماد) را نیز وَلِىّ گویند، زیرا بواسطه قرابت و خویشاوندیى كه پیدا كرده است، در بسیارى از امور، جزو خانواده شده است؛ ابن عمّ (پسر عمو) را وَلِىّ گویند، چون جزء أفراد عاقله است، و دیه خطائى بر عهده اوست؛ و نیز در بسیارى از موارد، حكم برادر را دارد و مُعین و یاور إنسان است.
و هر جا كه قرینه خاصّى براى إراده یكى از این معانى بود، باید لفظ را حمل بر آن كنیم؛ و گر نه همان معنى ولایت عامِّ بدون قرینه، متبادر به ذهن مىگردد؛ و همان معنى، مرادِ گوینده كلام است.
و معلوم است كه مالكیت در تدبیر، و تكفّل امور و عهده دار شدن أحكام و مسائل مُوَلَّى علَیه، لازمه و نتیجه حاصله از ولایت است، نه أصل حقیقت و معنى مطابقى آن. و هر جا كه أحیاناً دیده شود ولایت را به حكومت و إمارت و سلطان و مراقبت و پاسدارى و نگهبانى تفسیر مىكنند، تفسیر به لوازم معنى نمودهاند؛ نه بیان معنى حقیقى و واقعى آن.
و بر همین وَتِیره، استاد گرامى ما: حضرت آیة الحقِّ و العرفان، و سند العلم و الإیقان مرحوم آیة الله طباطبائىّ ـ أفَاضَ اللَهُ عَلَینَا مِنْ بَرَکاتِ تُرْبَتِهِ وَ نَفْسِهِ ـ كلمه ولایت را در رساله «الْوِلَایة»1 و در «المیزان» تفسیر فرمودهاند.
- رساله «الوَلاية» از نفائس رسائل مؤلَّفه علّامه است که مستقلًّا تأليف شده است و حقير آن را با رساله «نبوّت و إمامت» که آن نيز مستقلًّا تأليف شده است، با هفت رساله ديگر که مجموعاً در يک مُجَلَّد نوشته شده است، از روى خطّ مؤلّف نسخه بردارى کرده و همه را در يک مجلّد تجليد نمودهام. اين رسالهها در زمان حيات آن فقيد به طبع نرسيد و ليکن بعد از ارتحال ايشان، رساله «ولايت» را فقط در ضمن يادنامهاى بنام «يادنامه مفسّر کبير استاد علّامه سيّد محمّد حسين طباطبائىّ» از صفحه ٢٥١ تا صفحه ٣٠٥ طبع نمودهاند. البتّه آن هفت رساله ديگر که: الإنْسَانُ قَبْلَ الدُّنْيَا وَ بَعْدَ الدُّنْيَا وَ فِى الدُّنْيَا و رساله الله و أسمآء الله و أفعال الله و رساله الوسآئط است بعداً طبع شد ولى يک طبع بسيار نامرغوب و إن شآء الله اميدواريم که آن هم به سبک بسيار خوبى طبع شود.
