
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
125ولى در آن زمان، طبق بعضى از روایات وارده، آن حضرت حكم بواقع مىكند. یعنى دیگر أیمان و بینات (قَسَم و شاهد) برداشته مىشود؛ و حقائق منكشف مىگردد. و به همین میزان در میان مردم مثل حضرت داود حكم خواهد نمود.
در بعضى از روایات وارد است كه: حضرت داود اینطور حكم مىنمود كه هر كس در منازعات خدمت او مىرسید، آن حضرت بر أساس واقع حكم مىكرد.
و أمّا در شریعت إسلام، كه شریعت كامل است و جمع بین ظاهر و باطن مىكند و معایب مردم را مىپوشاند، حُكم بر أساس أیمان و بینات است.
و لذا پیغمبر و أمیر المؤمنین و بقیه أئمّه علیهم الصّلوة و السّلام، كه خود بر مصدر و معدن علم بودند، مىگفتند: ما بر أساس یمین و شاهد در میان شما حكم مىكنیم.
حضرت موسى علیه السّلام از شریعت خود نمىتواند تجاوز كند
بنابراین، اعتراضِ حضرت موسى به حضرت خِضر كه فرمود: لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً1 بر أساس مَمْشى و طریقه خود صحیح بود؛ چون او داراى شریعت بود؛ و شریعت به او إجازه چنین كارى را نمىدهد. و حضرت خضر هم خودش مىداند كه چه كارى مىكند. كار او مربوط به حضرت موسى نیست. ولى حضرت موسى كه از طرف پروردگار، مأمور به شریعت است، نباید حكم وِلائىّ بر خلاف شریعت بنماید.
این دوّمین مورد از مواردى بود كه حكم حاكم، و حكم إمام معصوم، بعضى از اوقات بنظر ما مخالف واقع مىنماید؛ و لیكن از این بیان به دست آمد كه در حقیقت مطابق واقع است.
سوّم: موردیست كه طبق عادت جاهلىّ، إنسان آنرا خلاف مىپندارد
مورد سوّم: آنجائى است كه پیغمبر یا إمام، به إنسان حكمى مىكنند، و لیكن چون إنسان در مُحیطى جاهلى، و أفكارى پوچ، و سنن و آداب ملّى كه جز
- ذيل آيه ٧٤، از سوره ١٨: الکهفْ
