
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
200منصوب مىفرمودند كه داراى ولایت خاصّه یا ولایت عامّه باشند.
یكى از آن روایات: مقبوله عُمَر بن حَنظَلَهاست كه روایت مشهور و معروفى است؛ و بزرگان از مشایخ: محمّدین ثلاثه (كُلَینى، شیخ طوسى، و صدوق) در كتابهاى خود در فصل قضاء آوردهاند؛ و بر طبق آن هم عمل كردهاند.
محمّد بن یعقوب كُلَینى، در «كافى»1 روایت مىكند: از محمّد بن یحیى، از محمّد بن الحسین، از محمّد بن عیسى، از صَفْوان، از داود بن الحُصَین، از عُمر بن حَنظلَه، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَهِ عَلَیهِ السَّلامُ: عَنْ رَجُلَینِ مِنْ أَصْحَابِنَا یکونُ بَینَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِى دَینٍ أَوْ مِیرَاثٍ، فَتَحَا کمَا إلَى السُّلْطَانِ أَوْ إلَى الْقُضَاةِ، أَیحِلُّ ذَلِک؟
«عمر بن حَنظلَه مىگوید: من از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم: از دو مردى از أصحاب ما (شیعه) كه در میان آنها نزاع و مُخاصَمه در دَینى یا میراثى واقع شده است، و آنها این مرافعه را بسوى سلطان و یا قُضات آنها مىبرند؛ آیا این جائز است، و حلال است به آنها رجوع كنند؟»
در این سؤال كه مىگوید: عَنْ رَجُلَینِ مِنْ أَصْحَابِنَا، معلوم است كه دو نفر از شیعیانند. اینها در أمرى با همدیگر نزاع دارند؛ در دَینى یا میراثى كه به آنها رسیده است، نزاعى پیدا كردهاند؛ آیا جائز است به سلطان وقت و یا قضات آنها مراجعه كنند؟
مثلًا در زمان إمام صادق علیه السّلام، منصور دوانیقى و قُضاتى كه از قِبَلِ او منصوب بودند و بر أساسِ همان رویه و مَمْشى و فقه عامّه در میان مردم حكم مىكردند، رجوع به آنها بطور كلّى جائز است یا نه؟
وصول به حقّ باید از طریق مشروع باشد
سؤال عمر بن حَنظلَه از حضرت اینست كه: آیا إنسان مىتواند به سلطان
- «فروع کافى» کتاب القضآء و الاحکام، باب کراهيّة الارتفاع إلى قُضاة الجور، طبع مطبعه حيدرى، ج ٧، ص ٤١٢؛ و طبع سنگى رحلى، ج ٢، ص ٣٥٩
