
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
189پیغمبر و كتاب خدا، هیچ عمل نمىكرد، و أبداً از آن دو تخطّى نمىنمود.
خودش وصیت میكند: وقتى كه من كشته شدم، قاتل مرا بكشید؛ و اگر هم خواستید، عفو كنید؛ و اگر عفو كنید براى شما بهتر است؛ چون خداوند عفو كنندگان را دوست دارد. و اگر من از این ضربت نجات پیدا كنم خودم میدانم با او؛ اگر بخواهم قصاص كنم، او یك شمشیر زد، من هم یك شمشیر میزنم، و اگر بخواهم عفو كنم، عفو مىكنم، و البتّه عفو میكنم.
و این نیز عبارتِ خود أمیر المؤمنین است در وقتى كه أمیر المؤمنین علیه السّلام حیات داشت؛ بعضى كراراً به خدمت حضرت آمدند و گفتند: شما إجازه بدهید ما ابن مُلجم را بكشیم! شما یقیناً میدانید او قاتل شماست! حضرت فرمودند: هنوز كه جنایتى از او صادر نشده است؛ قبل از وقوع جنایت، إنسان نمیتواند قصاص كند.
این از نقطه نظر حكم ظاهرىّ؛ و أمّا از نقطه نظر حكم باطنى: ءَأَقْتُلُ قَاتِلِى؟! آیا من میتوانم قاتل خود را بكشم؟ آیا أصلًا این معنى متصوّر است؟ اگر ابن ملجم قاتل من است كه من او را نمىتوانم بكشم! او باید مرا بكشد. اگر من او را كشتم معلوم میشود او قاتل من نبوده است، من قاتل او بودهام؛ و من یك شخص بیگناهى را كشتهام. این است برهان أمیر المؤمنین كه در روایات مختلفه آمده است.
در تمام مواردى كه مىبینیم أمیر المؤمنین علیه السّلام حكمى را بدست كسى سپردهاند، از روى كتاب و سنّت بوده است.
مُفاد و معنى: إنَّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجَالَ وَ إنَّمَا حَكَّمْنَا الْقُرْءَانَ
در قضیه تحكیم حكَمَین، بعضى به حضرت إشكال كردند كه: تو حُكم را به فلان حَكَم دادى! حضرت فرمود: إنَّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجَالَ، وَ إنَّمَا حَكَّمْنَا الْقُرْءَانَ، وَ هَذَا الْقُرْءَانُ إنَّمَا هُوَ خَطٌّ مَسْتُورٌ بَینَ الدَّفَّتَینِ لَا ینْطِقُ بِلِسَانٍ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمَان1.
- «نهج البلاغة» با تعليقه شيخ محمّد عبده، طبع مصر، خطبه ١٢٣
