
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
167بهره بردارى دنیوى است و جلوه و زینت حیاتِ پست و زبون حیوانى است كه با روح تشریعِ قانونِ ریختن خون مشركین سازش ندارد. یعنى از ابتداى أمر، گرفتن أسیر براى شما مجوِّزِّى نداشت؛ نه آنكه پس از إسارت حتماً باید آنها را بكشید و فدیه نگیرید! پس از إسارت، إلزامى بر كشتن آنها نیست و حقّ شماست كه در چنین موقعیتى چنانچه صلاح بدانید آنها را بكشید؛ و چنانچه مصلحت دیدید آنها را آزاد نموده و فدیه بگیرید! أمّا اشتباه و خطاى شما در این بود كه چرا أسیر گرفتید تا در نتیجه چنین موقعیتى پیش آید؛ و این دو راهى هویدا گردد؟! حقّ قضیه آن بود كه از ابتداى أمر آنها را مىكشتید و به إسارت در نمىآوردید! بنابراین، جمله: ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ، میرساند كه: مؤمنین از أوّلین وهله نباید أسیر بگیرند به نیت فدا گرفتن در مقابل آزادى آنان؛ و نمیرساند كه: در صورت تخلّف و گرفتن أسیر، كشتن آنها واجب و گرفتن فدیه از آنها حرام است.
تفسیر علّامه آیة الله طباطبائىّ قَدّس الله سرَّه پیرامون این آیه
حضرت استادنا العلّامه قدّس الله نفسه الشّریف در تفسیر خود بر همین منهاج مشى فرموده، میفرمایند: آیه: ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى، عتاب است از جانب خداوند سبحانه به أهل بدر در وقتیكه از مشركین أسیر گرفتند و سپس به رسول خدا صلَّى الله علیه و آله پیشنهاد نمودند كه آنها را نكشد و از آنها فِداء بگیرد، تا بدینوسیله حال مسلمین إصلاح پذیرد؛ و با آن قوّت یافته و بتوانند بر دشمنان دین پیروز گردند.
خداوند سبحانه در این عملشان آنها را تشدید در عتاب فرمود؛ مگر آنكه پیشنهادشان را إمضا نمود و بدانها إجازه داد كه در غنائم كه از جمله آن فداى أسیران است تصرّف كنند.
ایشان مطلب را ادامه میدهند تا آنكه میفرمایند: مفسّرین با وجود آنكه همگى اتّفاق دارند بر آنكه: این آیات بعد از واقعه بَدر نازل شده است، و اتّفاق دارند بر اینكه أهل بدر را مورد عتاب قرار داده، و غنائم را بر ایشان حلال نموده
