
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
165هم اگر بود تصدیق مىنمود، و مىگفت: چه إشكال دارد، ما مردم را دعوت به توحید كنیم، و بعد هم براى پیشرفت كار و براى اینكه إسلام به هدف خود نزدیك شود، این دو پیشنهاد را بپذیریم؛ و تا زمانى كه إسلام رشد پیدا ننموده و قدرتى به هم نرسانیده است، با استمالت از مشركین و پذیرفتنِ موقّتِ این دو شرط، راه را براى أهدافِ أهمّ هموار نمائیم؛ و پس از استیلا إسلام بر شرك و نیرو یافتنِ أركانِ توحید، به روشِ پسندیده مبادرت بنمائیم؟
این دو تقاضائى بود كه آنان از پیامبر نمودند. و این آیه هم نمىگوید كه به آنها وعده دادى و قبول كردى؛ لَقَدْ کدتَ، نزدیك بود: تَرْکنُ إِلَیهِمْ شَیئًا قَلِیلا، یك مقدار كمى به آنها متوجّه شوى و رُكون پیدا كنى؛ و اگر ما تو را نگه نمىداشتیم و كمى به آنها نزدیك مىشدى، ما به سختى تو را به عذاب خود گرفتار مىنمودیم؛ و در حال زندگى و پس از مرگ، دو برابرِ عذابى را كه باید به دیگران بدهیم، یا به أنبیاى دیگر بدهیم، به تو مىدادیم. باید توجّه نمود كه مسأله از چه قرار است؟!
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا1
«و اگر ما بخواهیم آنچه را كه به تو وحى كردیم، همه را بیرون كشیده و مىبَریم؛ و هیچ وحْیى به تو نمىفرستیم و آنچه را هم كه بسوى تو فرستادهایم، همه را از بین مىبریم؛ آنوقت تو در مقابل، چه كار خواهى كرد؟! كدام مدافعى را در قبال ما خواهى داشت كه بتواند از تو دفاع كند و حقّ تو را بگیرد؟!»
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ2
«هیچ پیغمبرى شأن و رَویه و كارش اینطور نیست كه در كار خود غِلّ و غِشّى داشته باشد. (غُلول، یعنى باطل را حقّ جلوه دادن، حقّ را به باطل جلوه
- آيه ٨٦، از سوره ١٧: الإسرآء
- آيه ١٦١، از سوره ٣: ءَال عمران
