
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
16معنوى مىباشد. و بنابراین وَلَایتیك معنى بیشتر ندارد؛ و در تمام این مصادیقى كه بزرگان از أهل لغت ذكر كردهاند، همان معنى أوّلش مورد نظر و عنایت است؛ و به عنوان خروج از معنى لغوى و وضعىّ، یا به عنوان تعدّد وضع، یا به عنوان اشتراك و كثرت استعمال؛ هیچكدام از اینها نیست.
گفتار أهل لغت در معنى ولایت
در كتب لغت راجع به معنى ولایتبحثهاى مفصّلى آمده است، ولى آنچه را كه ما امروز در صدد بیان آن هستیم، از چند كتاب تجاوز نمىكند: «مصباح المُنیر»، «صحاح اللغة»، «تاج العروس» و «لسان العرب» كه كتابهاى ارزشمندى در لغت محسوب مىشوند؛ بخصوص از سه كتاب «صحاح» و «لسان» و «مصباح» كه مرحوم آیة الله بروجردىبه آنها اتّكاء داشتند، و همیشه در دسترس ایشان بود و مورد مطالعه قرار مىدادند. و البته از بعضى لغتهاى دیگر مانند: «نهایه» ابن أثیر و «مَجمَع البحرَین» و «مُفردات» راغب هم مطالبى إن شآء الله ذكر مىكنیم.
كلمه وِلَایتكه مصدر یا اسم مصدر است با بسیارى از اشتقاقات آن همچون: وَلِىّ و مَوْلَى و والِى و أوْلیاء و مَوَالِى و أوْلَى و تَوَلَّى و وَلایتو غیرها در قرآن مجید وارد شده است.
تمسّك أهل لغت به موارد استعمال و استشهاد به آنها
و أمّا معنى لغوى آن: در «مصباح المُنیر» گوید: الْوَلْىُ مِثْلُ فَلْسٍ، به معنىِ قُرب است؛ و در آن دو لغت است:
أوّل: وَلِیهُ، یلِیهِ؛ با دو كسره از باب حَسِبَ، یحْسِبُ؛ دوّم: وَلَاهُ، یلِیهِ؛ از باب وَعَدَ، یعِدُ؛ ولیكن لغت دوّم استعمالش كمتر است. و وَلِیتُ عَلَى الصَّبىِّ وَ الْمَرْأةِ، یعنى من برطفل و زن ولایت پیدا كردم؛ و فاعل آن والٍ است و جمع آن وُلَاةٌ؛ و زَن و طفل را مُوَلَّى علیهگویند. و وِلایت و وَلایتبا كسره و فتحه به معنىِ نصرت است. و اسْتَوْلَى عَلَیهِ یعنى بر او غالب شد و بر او تمكّن یافت.
در «صحاح اللغة» گوید: الْوَلْىُ به معنىِ قُرب و نزدیك شدن است؛ گفته مىشود: تَباعَدَ بَعْدَ وَلْىٍ، یعنى بعد از نزدیكى دورى كرد؛ و کلْ مِمَّا یلِیک، أىْ
