
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
148إسمعیل است در خارج، از أوّل مورد طلبِ پروردگار نیست؛ از أوّل مقصود خدا نبوده كه حضرت إبراهیم او را بكشد. لذا وقتى أمر به كشتن إسمعیل آمد و پروردگار حضرت إبراهیم را مطیع یافت، مصلحت أمریه حاصل شد و طبعاً موردى براى تحقّق مأمورٌ به ظاهرى باقى نمىماند؛ فلهذا فرمود: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا1 دیگر لازم نیست او را بكشى؛ چون منظور از أمر عملى شد.
اینها را مىگویند: أوامر امتحانیه كه مصلحت فقط در نفس أمر است.
اگر أمر امتحانى رسول الله نبود، تا أبد دامان خاندان رسالت را لكّه دار مینمود
در اینجا مسأله از این قرار است كه: أمر رسول خدا به أمیر المؤمنین علیهما السّلام، نظیر أوامر امتحانیه است؛ نه اینكه خودِ أمرِ امتحانى است؛ زیرا أمرى را كه مصلحت در مأمورٌ به آن نباشد و در نفس أمر باشد و لو به داعى و غایت دیگرى غیر از مصلحت أمریه، آنرا نظیر أوامر امتحانیه مىگویند. أمرى كه رسول خدا فرمود، منظور، كشتن واقعى مابور نبود؛ منظور این بود كه قضایاى مختفیه بر مردم منكشف شود.
این أمر چه مصلحتى داشت؟ عائشه، ماریه را قذف و متهم به زنا كرده است؛ و فرزند رسول خدا را عِیاذًا بِالله زنازاده دانسته است! باید تأمّل نمود كه: در اینجا رسول خدا در برابر این قضیه و این اتّهام چه كارى انجام بدهد؟ اگر هیچ اعتنائى به مسأله نكند، این اتّهام تثبیت خواهد شد؛ أهل مدینه، منافقین، یهود و نصارى مىگویند: بعضى از مخدّرات و كنیزان پیغمبر زناكار بوده و از راه زنا بچّه آورده است؛ و پیغمبر هم او را فرزند خود دانسته است. و این ننگ تا أبد بر خاندان رسالت باقى مىماند.2
- صدر آيه ١٠٥، از سوره ٣٧: الصّافّات
- دامان خاندان أنبياء همگى از نسبت زنا و فحشاء پاک است. زيرا نسبت زنا موجب آلودگى در نسب، و از بين رفتن قداست فرزندان آنها مىشود. و عقلًا و شرعاً زنان پيغمبران گرچه بهر نوع فساد أخلاق دچار باشند بايد از فحشاء و زنا پاکدامن باشند؛ حتّى درباره زن نوح و زن لوط که در سوره تحريم خداوند آن دو را مثال و نمونه زنان کافر و شقىّ بيان نموده است و أمر به دخول در آتش بر آنها متحتّم گرديده است، بواسطه أعمال فحشاء و قبيحِ جنسى نبوده، بلکه بواسطه تمرّد از إيمان، و استکبار و سرکشى از پيروى شوهرانشان: حضرت نوح و لوط بوده است. شيعه إجماع بر اين مسأله دارد و دامان زنان پيغمبر را پاک ميداند، گرچه بعضى از آنها به نکوهيدهترين أعمال، همچون جنگ جمل دست يازيدند. أمّا علماى شيعه سَلَفاً و خَلَفاً همگى در کتابهاى خود تصريح به پاکدامنى عائشه نمودهاند؛ و نسبتى را که عبد الله بن ابَىّ رئيس منافقين مدينه به او داد ردّ ميکنند؛ و ابن ابَىّ را بواسطه اين اتّهام جهنّمى ميدانند و آياتيکه در قرآن مجيد درباره رفع اتّهام عائشه وارد شده است، همه را مىپذيرند؛ و به عنوان قداست دامان خاندان پيامبر و رفع شبهه هر گونه آلودگى جنسى بحثها و گفتگوها دارند. ما در اينجا فقط به ذکر گفتار آيه الله سيّد عبد الحسين شرف الدّين عامِلىّ رضوان الله عليه در کتاب ارزشمند: «الفصول المهمّة» طبع دوّم، ص ١٤٥ تا ص ١٤٧ مىپردازيم تا اين قضيّه از نقطه نظر عقيده شيعه در اين زمينه کاملًا روشن شود. او ميفرمايد:
وجه پنجم از وجوهى را که شيخ نوح حنفى در باب: ردّه و تعزير، از دو کتاب فتاوى حامديّه و تنقيح آن، موجب کفر شيعه و وجوب قتل آنان دانسته است اينست که: شيعيان درباره عائشه صدّيقه رضى الله عنها زبان درازى کرده و در حقّ او راجع به داستان إفک (تهمت به زنا) عياذاً بالله گفتارى دارند که لائق شأن او نيست ... تا پايان مطالبى که در اين باره به شيعه افتراء و تهمت زده و از روى بهتان و دروغ نسبت داده است.
پاسخ آنست که: عائشه در نزد شيعه إماميّه و در حقيقت و واقع أمر:﴿ أنْقَى جَيْبًا، و أطْهَرُ ثَوْبًا، و أعْلَى نَفْسًا، و أغلَى عِرْضًا، وَ أمْنَعُ صَوْنًا، وَ أرْفَعُ جَنَانًا، و أعَزُّ خِدْرًا، و أسْمَى مَقَامًا﴾ مىباشد که درباره وى غير از نزاهت و پاکدامنى روا باشد و يا غير از صيانت و عفّت در حقّ او متصوّر گردد. کتابهاى إماميّه از قديم الايّام تا امروز شاهد صدق گفتار ماست. علاوه بر [ادامه در صفحه بعد]
