اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

0
فقه واصول
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت  • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیه‌السلام   • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد  • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا  • ائمه علیهم‌السلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم می‌‌فرمودند  • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است  • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی  • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربن‌حنظله   • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه  • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

98
  • و كجا نهى مى‌كرده است؟

  •  بلى، اگر در جائى پیامبر أمر كند كه: این كار را انجام بده، إنسان باید انجام دهد؛ زیرا أمر پیغمبر بر أساس همان ضوابط است؛ و خود پیغمبر مى‌داند كه إراده خداوند در اینجا تعلّق گرفته است كه إنسان این كار را بكند؛ و إراده پروردگار از زبان و فكر پیغمبر، بر إنسان نزول پیدا كرده و تراوش میكند.

  •  اینك براى آنكه این مسأله خوب روشن بشود، ما چند شاهد در اینجا بیان مى‌كنیم:

  • پیامبر، شفاعت اسامَه را در نفى حدِّ سرقت درباره زن شریفه ردّ نمود

  •  در روایات عامّه وارد است كه: اسامة بن زَیدكه خیلى نزد پیغمبر محبوب و مورد احترام آنحضرت بود و همان كسى بود كه وقتى پیغمبر در حِجَّةُ الوِدَاع‌از عرفات به منى مى‌آمدند، او را تَرك شتر خودشان نشاندند، یعنى دو نفره ردیف هم روى یك شتر آمدند. و پیامبر او را بسیار دوست مى‌داشتند. و او همان شخصى است كه پیغمبر أكرم او را براى لشكرى كه مى‌خواستند بسوى نواحى شام بفرستند، رَئیس قرار دادند؛ و بزرگانِ از مهاجرین و أنصار، همه را در تحت لواى او قرار دادند.

  •  این اسامه آمد نزد پیغمبر، و درباره یك زن شریف و محترمى كه دزدى كرده بود، شفاعت كرد كه آن حضرت بر او حدّ جارى نكنند؛ و دستش را نبُرند. زیرا این زن، شریف و آبرومند و داراى شخصیت است و آبرویش مى‌رود.

  • فَقَالَ صَلّى اللَهُ عَلَیهِ و ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: وَیحَكَ! أَ تَشْفَعُ فِى حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللَهِ؟ وَ اللَهِ لَوْ كَانَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ یدَهَا! «حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمودند: واى بر تو! تو شفاعت و میانجیگرى مى‌كنى در حدّى از حدود خدا؟ قسم بخدا اگر فاطمه دختر محمّد دزدى كرده بود، دستش را مى‌بریدم!» إنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ إذَا سَرَقَ الشَّرِیفُ تَرَكُوهُ؛ وَ إذَا سَرَقَ الضَّعِیفُ أَقَامُوا عَلَیهِ الْحَد1. (إنَّما براى حصر است) «این است و جز

    1. «ثمّ اهتديت» ص ١٥٧