
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
89(شریح سابقه طویلى دارد؛ أصلًا ایرانى بود و ساكن یمن، و از همان ایرانىهائى بود كه انوشیروان در حدود دوازده هزار نفر به یمن فرستاد كه با أهالى آنجا كمك كردند، و مهاجرینى كه از آفریقا آمده و آن ولایت را گرفته بودند، همه را بیرون نمودند. و این كه تعدادى زیاد از ایرانیان در یمن ساكن بودند، از همانها مىباشند. و از جمله آنانند: باذان (پادشاه یمن) و فرستادگان او: بابویه و خرخُسْره، كه خدمت پیغمبر رسیدند و جواب نامه خسرو پرویز را در وقتى كه نامه پیغمبر را پاره كرد آوردند؛ و اینها ایرانى بودند؛ این شریح هم از آن جمله است، كه عمر در زمان خلافتش او را به قضاوت كوفه منصوب كرد؛ او در طول خلافت عثمان هم متصدّى قضاء بود، و در زمان أمیر المؤمنین علیه السّلام هم به همین شغل باقى بود. و سابقه طولانى پیدا كرد و بسیار متمكّن شد و بسیار پیر و فرتوت گشت؛ و گویا بیش از صد سال هم عمر كرد تا از دنیا رفت.
در زمان أمیر المؤمنین علیه السّلام، حضرت از قضاوت او خیلى راضى نبودند، زیرا بعضى أوقات در قضاوتهایش خلافهائى از او دیده مىشد. لذا حضرت او را عزل كردند، و بر أثر این عمل، سر و صدا و غوغاى مردم بلند شد كه: علىّ، این قاضىِ سابقه دار ما را كه در حدود بیست سال از زمان عمر و عثمان تا كنون در اینجا قضاوت مىكرده، عزل نموده است! حضرت ناچار، دو مرتبه او را منصوب نمودند.)
و حضرت در اینجا إشاره مىكنند كه: متوجّه مقام و منزلت خود باش كه این به اندازهاى دقیق است كه این مجلس، مجلس نبىّ، یا وصىّ نبىّ، یا شقىّ است. و اگر تجاوز كنى، حتماً تو شقىّ خواهى بود.
و أتمّ و أكمل روایاتى كه درباره ولایت إمام علیه السّلام آمده است همان روایتى است كه كلینى از أبى محمّدٍ القاسم بن العلآء، مرفوعاً از عبد العزیز بن مسلم از حضرت رضا علیه السّلام روایت مىكند. و آن روایت بسیار مفصّل
