
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
88نهى از ولایت و قضاوت براى غیر معصوم، نهى از ولایت و قضاوت استقلالى بوده است
طبق همین روایاتى كه بیان شد، مرحوم مجلسى رضوان الله علیه در «مرءَاة العقول» از این مسأله جواب داده و فرموده است: وَ لَا یخْفى أنَّ هَذِهِ الاخْبارَ تَدُلُّ بِظَواهِرِها عَلَى عَدَمِ جَوازِ الْقَضآءِ لِغَیرِ الْمَعْصومِ؛ وَ لَا رَیبَ أنَّهُمْ عَلَیهِمُ السَّلامُ کانَ یبْعَثونَ الْقُضاةَ إلَى الْبِلادِ، فَلا بُدَّ مِنْ حَمْلِها عَلَى أنَّ الْقَضآءَ بِالاصَالَةِ لَهُمْ، وَ لَا یجُوزُ لِغَیرِهِمْ تَصَدِّى ذَلِک إلَّا بِإذْنِهِمْ، وَ کذا فِى قَوْلِهِ عَلَیهِ السَّلامُ: «لَا یجْلِسُهُ إلَّا نَبِىٌ»، أىْ بِالاصالَةِ. وَ الْحاصِلُ أنَّ الْحَصْرَ إضافىٌّ بِالنِّسْبَةِ إلَى مَنْ جَلَسَ فِیها بِغَیرِ إذْنِهِمْ وَ نَصْبِهِمْ عَلَیهِمُ السَّلامُ1
ایشان اینطور جواب مىدهند كه: با اینكه مىدانیم و مسلّم است خود حضرات، أفراد غیر معصوم را براى قضاء به سوى شهرها مىفرستادند، این أخبار را باید بر قَضآء بِالاصالَةحمل نمود. یعنى كسى بالاصاله، در شهرى بدون نظر و إذن إمام، و بدون إجازه و نصب او، از پیش خود قضاوت كند، این حرام است و جائز نیست. و اگر كسى این كار را بكند، حتماً شقىّ خواهد بود و «اتَّقُوا الْحُكُومَةَ» شامل او مىشود. أمّا اگر به إذن آنها و به عنوان نیابت باشد، و از طرف أئمّه معصومین مجاز و منصوب باشند، كأنّه خود آنها هستند و بین این دو دسته از أخبار منافاتى نخواهد بود. پس این أخبار را باید حمل كرد بر اینكه: قَضآء بِالاصالَة، اختصاص به أئمّه معصومین دارد.
پس این كه حضرت مىفرماید: لَا یجْلِسُهُ إلَّا نَبِىٌ، یعنى بِالاصاله. در این مجلسى كه شریح نشسته، بالاصاله نمىنشیند مگر پیغمبرى یا وصىّ پیغمبرى یا شقىّ. و أمّا با إذن و نیابت، نه، اینطور نیست؛ بلكه غیر پیغمبر و وصىّ پیغمبر و غیر شقىّ هم مىنشیند. مانند خود شُرَیح كه از طرف أمیر المؤمنین علیه السّلام در آن مجلس نشسته بود، و حضرت هم او را در آن مجلس منصوب فرموده بودند.
- «مرءَاة العقول» ج ٢٤، ص ٢٦٥، کتاب القضآء، از طبع حروفى؛ و نيز در ج ٤، ص ٢٣١، از طبع سنگى
