
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
86بودند (مَرارَه، زَهْره گوسفند و گاو و أمثال آنها را گویند). به خدمت حضرت إمام صادق علیه السّلام آمد و سؤال نمود كه من مىخواهم وضو بگیرم؛ در موقع وضو چگونه مسح كنم؟ حضرت فرمودند: یعْرَفُ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ مِنْ كِتَابِ اللَهِ؛ مَا جَعَلَ عَلَیكُمْ فِى الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ؛ امْسَحْ عَلَى الْمَرَارَةِ! «این حكم و أمثال آن از كتاب خدا معلوم مىشود. (خداوند در قرآن فرموده است:) خداوند براى شما در دین، حَرَج و گرفتگى و سختى قرار نداده است. روى همین مرارَه مسح كن!» لزومى ندارد مَرارَه را برداشته و روى پاى خو را مسح كنى!
بدین طریق، حضرت دستور جبیره به او دادند. جبیره معنیش همین است. حضرت در مقام تعلیم این مطلبند كه: قرآن ابتداءً وضوء را بر شما واجب كرده: فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ1 بایستى پاهایتان را تا كعبین مسح كنید. پس أصل آیه وجوب وضوء را ضمیمه آیه: ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ2 فرمودند؛ بدین صورت كه اگر مَرارَه یا جبیره برداشته شود، و مسح روى پا انجام پذیرد موجب حَرَج خواهد بود؛ پس أصل وضو ثابت، و حرجِیتَش برداشته شده است، نتیجه چه خواهد بود؟ امْسَحْ عَلَى الْمَرَارَةِ.
یا درباره آن كسى كه مریض بود، و در حال مرض كه بسترى بود جُنُب شد، نزدیكانش او را غسل دادند، و در أثر این عمل مُرد. فَکزَّ فَمَاتَ «مبتلا به كُزاز شد و مُرد.»
وقتى حضرت شنیدند بسیار ناراحت شده فرمودند: قَتَلُوهُ! قَاتَلَهُمُ اللَهُ، أَلَا یمَّمُوهُ؟ أَلَا سَأَلُوا؟ «خدا بكشد آنها را! كشتند این بیچاره را. آخر چرا تیمّمش ندادند؟ چرا از این مسأله سؤال نكردند؟»
أَلَا یمَّمُوهُ، یعنى چه؟ یعنى خودشان باید وظیفه خود را بدانند كه
- : قسمتى از آيه ٦، از سوره ٥: المآئدة
- قسمتى از آيه ٧٨، از سوره ٢٢: الحجّ
