
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
85است؟ من از او معالم دینم را أخذ كنم؟ حضرت فرمودند: بله، معالم دین را از او أخذ كن.» در حالى كه حضرت در مدینه بودند و یونس در كوفه بود.
و علاوه دسترسى به خودِ إمام معصوم در زمان معصوم هم براى همه مردم مَیسور نبود. اینك زمان غیبت است و حضرت إمام زمان غائب هستند؛ و بر فرض حضور هم دسترسىِ همه مردم به ایشان مقدور نخواهد بود. مگر حضرت صادق علیه السّلام حضور نداشتند
!؟ أوّلًا حضرت در مدینه بودند و مردم شهرهاى دیگر كه از مدینه منقطع بودند دسترسى به آن حضرت نداشتند كه در جزئىترین مسأله به آن حضرت مراجعه كنند. أفرادى كه در كوفه، شام، مكّه و یا در سائر شهرها بودند، دسترسى به إمام صادق علیه السّلام نداشتند.
و حتّى در خود مدینه تمام أفراد به ایشان دسترسى نداشتند كه هر مرد و هر زنى در جزئىترین مسأله به خدمت ایشان رفته و از حضرت سؤال كند، این طرز فراگیرى أصلًا غیر قابل إمكان بود.
مضافاً به اینكه آن حضرات غالباً در تقیه و خوف و تحت نظر دولت بودند، و كسى نمىتوانست با آنها ملاقات كند. بنابراین جهات، خود آن بزرگواران مىگفتند كه أصلًا نزد ما نیائید؛ و به ما مراجعه نكنید! بلكه نزد رُوات أحادیث ما و آنها كه در حلال و حرام ما نظر مىكنند بروید؛ و آنها را میان خود حَكَم قرار بدهید؛ حكم آنها حكم ماست.
أئمّه علیهم السّلام، كیفیت اجتهاد را به شاگردان تعلیم مینمودند
در زمان خود أئمّه علیهم السّلام باب اجتهاد مفتوح بود، نه اینكه اجتهاد منحصر باشد به زمان غیبت؛ شاگردان إمام صادق علیه السّلام، خود مجتهد بودند؛ حضرت كیفیت فتوى دادن را به آنان تعلیم مىفرمود؛ و آنها به نظر خود فتوى مىدادند.
مثلًا آن قضیه مَرارَه در كتب فقهى مضبوط است كه: شخصى بر پاى خود لغزید و استخوانِ روى پایش (محلّ مسح) شكست، و روى آن مَرارَه بسته
