
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
82رسول خدا باشد، و خواه أئمّه علیهم السّلام بسیار زیاد است.
قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِسًا لَا یجْلِسُهُ إلَّا نَبِىٌّ أَوْ وَصِىُّ نَبِىٍّ أَوْ شَقِىٌ
از جمله: روایتى است كه مشایخ ثلاثه (كلینى و شیخ طوسى و شیخ صدوق) روایت مىكنند درباره پرهیز كردنِ از قضاء و حكومت، و خطر و عظمت حكومت، كه این مقامِ رفیعى است و اختصاص به پیغمبر یا وصىِّ او دارد. كلینى و شیخ صدوق ـ درباره گفتار أمیر المؤمنین علیه السّلام به شُرَیح ـ روایت مىكنند كه آن حضرت به شُرَیح فرمودند: این كار تو بسیار پر خطر است! و مواظب باش كه در كدام مجلسى نشستهاى! و خطر و عظمتِ مجلسى كه در آن استقرار پیدا كردهاى تا چه اندازهاى حائز أهمّیت است!
هر سه نفر این روایت را در كتاب «قضاء» نقل مىكنند. لیكن كلینى با سندِ خود، از محمّد بن یحیى، از محمّد بن أحمد، از یعقوب بن یزید، از یحیى بن مبارك، از عبد الله بن جَبَلَة، از أبى جمیلة، از إسحق بن عمّار، از حضرت صادق علیه السّلام روایت مىكند كه فرمود: قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلامُ لِشُرَیحٍ: یا شُرَیحُ! قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِسًا لَا یجْلِسُهُ إلَّا نَبِىٌّ أَوْ وَصِىُّ نَبِىٍّ أَوْ شَقِىٌ1.
«أمیر المؤمنین علیه السّلام به شُرَیح فرمود: اى شُریح! تو در جائى نشستهاى كه در آن مجلس نمىنشیند مگر پیغمبرى یا وصىّ پیغمبرى یا یك مرد شقىّ.» یعنى كسى كه در این مجلس مىنشیند، حتماً باید یا پیغمبر باشد یا وصىّ پیغمبر، و در غیر اینصورت حتماً باید شقىّ باشد. و إلّا، شخصى كه شقىّ نباشد، در این مسند نمىنشیند؛ زیرا كه غصب مقام نبوّت یا وصایت را كرده است. و خلاصه این مجلس، اختصاصِ به پیغمبر یا وصىّ پیغمبر دارد.
و عین این روایتى را كه از كلینىّ عرض شد، شیخ در «تهذیب»، كتاب القضآء، نقل مىكند2 أمّا صدوق در «مَن لَا یحضُرُه الفَقِیه» مرسَلًا از أمیر المؤمنین
- «فروع کافى» ج ٧، کتاب القضآء و الاحکام، ص ٤٠٦، باب أنّ الحکومة إنّما هى للإمام عليه السّلام، حديث ٢
- «التّهذيب» ج ٦، ص ٢١٧، کتاب القضايا و الاحکام، باب ٨٧، حديث: ١
