
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
79و این حكم (إرث از جهت رَحِمیت) باقى خواهد بود تا زمان ظهور حضرت إمام زمان عجلّ الله تعالى فرجه الشّریف. و در آن زمان باز طبق روایتى كه صدوق نقل مىكند، حكم إرث بر أساس اخوّت دینى باز مىگردد، نه بر أساس رحمیت.
مرحوم صدوق در آخر كتاب إرثِ «مَن لا یحضُرُهُ الْفَقِیه» نقل مىكند از حضرت صادق علیه السّلام كه فرمود: إِنَّ اللَهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ءَاخَى بَینَ الأرْوَاحِ فِى الاظِلَّةِ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ الاجْسَادَ بِأَلْفَىْ عَامٍ، فَلَوْ قَدْ قَامَ قَآئمُنَا أَهْلَ الْبَیتِ وَرَّثَ الاخَ الَّذِى ءَاخَى بَینَهُمَا فِى الاظِلَّةِ وَ لَمْ یوَرِّثِ الاخَ فِى الْوِلَادَة1
«خداوند تبارك و تعالى در أظلّه (یعنى در أصل و در ظلال، كه عالم خلق پدید نیامده بود) بین أرواح عقد اخوّت بست (آن أرواحى كه در اینجا با یكدیگر بسیار نزدیك هستند، در آنجا بین آنها عقد اخوّت بسته شده است) قبل از اینكه أجساد و أجسام را خلق كند به دو هزار سال فاصله. پس وقتى كه قائم ما أهل بیت ظهور كند و قیام نماید، إرث مىدهد به آن برادرى كه با برادر دیگر در أظلّه و در أصل، میان آنها عقد اخوّت بسته شده است، و به برادرانى كه از جنبه ولادت و رحمیت برادر هستند، دیگر إرث نمىدهد.»
از آیه: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ، همچون: أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ میتوان یك كتاب از أحكام ولایت را استخراج نمود
شاهد ما در این آیه مباركه این مطالب نبود ـ اینها به مناسبت بیان آیه ذكر شد ـ بلكه شاهد فقط در همان صدر آیه است: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ.
إنسان صاحب اختیار خودش است، و از هر كس به خودش نزدیكتر مىباشد، و بیشتر اختیار خود را دارد. هیچ كس مثل خود إنسان، بر إنسان نفوذ و تصرّفى ندارد؛ حركات و سكنات إنسان، همه مال خود اوست. و خلاصه خود مختارى جز سرشت إنسان است.
- «من لا يحضره الفقيه» ج ٤، باب نوادر المواريث، صفحه ٢٥٤، از طبع نجف، روايت آخر
