اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

0
فقه واصول
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت  • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیه‌السلام   • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد  • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا  • ائمه علیهم‌السلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم می‌‌فرمودند  • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است  • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی  • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربن‌حنظله   • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه  • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

77
  • أساس، رسول أكرم پدر مؤمنین مى‌باشند. و لذا فرمود: أَنَا وَ عَلِىٌّ أَبَوَا هَذِهِ الامَّة1 چون جنبه وِلائِى رسول الله، جنبه فعل است. و أَبَوَا هَذِهِ الامَّة، به معنىِ پدر و مادر این امّت نیست بلكه به معنىِ دو پدرِ این امّت مى‌باشد. هم رسول الله پدر است، و هم أمیر المؤمنین.

  • وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‌ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ. «و صاحبان رَحِمْ، بعضى از آنها به بعضِ دیگر ـ از مؤمنین و مهاجرینى كه آنها از یكدیگر إرث مى‌برند ـ در كتاب خدا أولویت دارند.»

  • آیه: أُوْلُوا الارْحَام، آیه توارث به اخوّت را نسخ نمود

  •  در صدر إسلام، أفراد بر أساسِ رَحِمیت از یكدیگر إرث نمى‌بردند؛ بلكه وراثت بر أساس اخوَّت دینى بود. مؤمن از مؤمن إرث مى‌برد؛ آن كسانى كه با هم اخوَّت دینى داشتند، از هم إرث مى‌بردند، نه از أقوامشان.

  •  و پیغمبر أكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم در میان أصحاب خود، دو عقدِ اخوَّت بستند: یكى در مكّه میان مهاجرین، و یكى در مدینه بین مهاجرین و أنصار؛ و آنها بر أساس عقد اخوَّت، برادرِ هم بودند. و حتّى در إرث هم، هر كدام از آنان مى‌مردند، دیگرى إرث مى‌برد؛ مانند دو برادر.

  •  و حقّاً هم باید همینطور باشد؛ زیرا در صدر إسلام أفراد مؤمن كم بودند؛ و غالباً أقوام آنها مردمانى كافر بودند؛ و اگر مؤمنین از یكدیگر إرث نمى‌بردند، آن أفرادى كه كافر بودند إرث مى‌بردند، و در این صورت مسأله به زیانِ مؤمنین

    1. ابن شهرآشوب در کتاب «مناقب» طبع مطبعه علميّه قم، ج ٣، ص ١٠٥ اين روايت را با ألفاظ مختلفه از کتب عامّه و خاصّه از جمله «مفردات» راغب إصفهانى با ذيلى جالب نقل مى‌کند:
      قَالَ النَّبِىُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ): يَا عَلِىُّ! أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الامَّةِ؛ وَ لَحَقُّنَا عَلَيْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ أَبَوَىْ وِلَادَتِهِمْ؛ فَإنّا نُنْقِذُهُمْ إنْ أَطَاعُونَا مِنَ النَّارِ إلَى دَارِ الْقَرارِ، وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِيَّةِ بِخِيَارِ الاحْرَارِ. 
      و مرحوم مجلسى نيز در «بحارالانوار» ج ٣٦، ص ١١، اين ذيل را از «مفردات» نقل نموده؛ و ليکن اين ذيل از طبعهاى أخير «مفردات» حذف شده است