
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
75إنسان براى خود اختیار مىكند، آن چیزى است كه براى خود مىپسندد. و هر كس آن چیزى را كه براى خودش مىپسندد، در حدود سعه فكر و درایت اوست؛ نه بیشتر.
خدا و رسول خدا كه إحاطه علمیه، و إحاطه حُضوریه بر همه موجودات أعمّ از إنسان و غیر إنسان دارند، و بر إنسان از بالاى افق إدراكاتِ او مىنگرند، و با بصیرتى عجیبتر و درایتى عمیقتر بَواطن إنسان را مىبینند، و راه فساد و صلاح را تشخیص مىدهند، و مُنجیات و مُهْلِكات هر كس را مىفهمند و درایت مىكنند، آنها از آن افق بر إنسان أمر مىكنند. و تحقیقاً أمر آنها إنسان را مىرساند به سعادت و نجات مطلق. و این خیلى خیلى بالاتر از آن مصلحتى است كه إنسان به نظر كودكانه خود، بر أساس آراء و أهوا شخصیه خود، تشخیص دهد و دنبال كند.
درست مانند ولایتى است كه پدر بر فرزند صغیر خود دارد. فرزند باید در تحتِ أمر پدر و مادر باشد. بچّه به نظر خود، فلان كار را براى خود صلاح مىداند، و لیكن ولیش نمىپسندد؛ فلذا به او أمر مىكند كه باید چنین كنى! و اگر فرزند مخالفت كند، در گمراهى فرو مىرود، و به مرض مبتلا شده و به هلاكت مىافتد. علم او أندك و درایتش ناقص است، تجربیات پدر بسیار بیشتر از اوست، و إدراكات او بالاتر است، لذا او در تحت ولایت پدر است.
به همین منوال، رسول خدا هم أوامرى كه مىكند، چون جنبه إحاطىّ دارد، و علمش علم حضورى است، و از افقى بالاتر از افقِ أفراد عامّه مردم مىنگرد، عصمت دارد، در إدراكاتش مصونیت دارد؛ لذا بر هر مؤمن و مؤمنهاى واجب است كه در تحت أوامر او در آیند؛ و اگر در نیایند، از بین رفتهاند، نابود و فانى شدهاند، و بگمراهى عمیق فرو رفتهاند.
همچنین ﴿أَمْراً﴾ در: إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً نكره است «زمانى كه خدا و رسول خدا، أمرى را درباره او حكم كنند.» از این هم به مقدّمات حكمت
